حضور امام به جهت ايشان دست دهد ، مانند بيد بر خود مىلرزند [ و ] در روز آخر مدّت بدون مزدى و عذرى به اوطان خود برمىگردند .
بالجمله اين ميرزا خليل اللّه بعد از پدرش امامت حق ، او به شاه خليل الله معروف در ميان آن فرق حماقت « 1 » خو بود . به سببى از اسباب به دار العباده يزد رفته ده « 2 » سال توقف نمود . روزى در بازار فى ما بين آدمهاى او و بعضى از ارباب حرفت « 3 » نزاعى واقع و نوّاب ميرزا محمد جعفر صدر الممالك آن ولايت از اين معنى مطلع شد و به اصرار اشخاص [ 283 ] منازع آدمهاى ميرزا خليل الله را « 4 » خواست كه تنبيهى كرده اين مشاجره را دافع آيد . آدمهاى ميرزا خليل الله به سبب واهمه به سراى ارباب خويش رفته از عزيمت به خدمت جناب صدر انكارى كردند . ملا حسين نامى يزدى كه مردى اديب و فاضلى اريب و در خدمت جناب صدر الممالك از جمله مصاحبين و متابعين با نصيب بود ، جمعيتى كرده و فوجى از رنود و اوباش را جمع آورده راه سراى ميرزا خليل الله را به جهت دفاع سپردند . حضرات آقا و نوكر ، باب سراى را بستند و بر فراز بام سنگرى ترتيب داده با ادوات نزاع به جهت دفاع در سنگر نشستند . اراذل و اوباش هجوم آورده و دروب سراى را شكسته ميرزا خليل اللّه و دو سه نفر از كسان او را پارهپاره نمودند و از ظهور اين مهمانكشى ، خاصّه سيّد قرشى ، بر آبروى خويش افزودند .
حاكم آنجا حاجى محمّد زمان خان خلف حاجى محمد حسين خان نظام الدوله مرتكبين اين عمل ، حتّى ملّا حسين و جمعى از اوباش دزد و دغل را گرفته محبوس كرده حقيقت مطلب را به دربار دولت معروض آورد . محصلين شديد به احضار جناب ميرزا محمد جعفر صدر الممالك و آوردن ملا حسين كه مايه اين عمل بودند ، روانه شدند و پس از چندى احضارشدگان به درگاه معلّى حاضر آمدند .
حضرت نوّاب به سبب وفور جلالت شأن ، به همان حبس نظر مودب شد و آخوند ملّا حسين در فراشخانه همايون در زير زنجير چندى معذّب آمد .
بالاخره حاجى محمد حسين خان نظام الدوله توسط كرد و آخوند مزبور را از حبس برآورد او را در حضور همايون اعلى بر فلك آويختند ، و فراشان با فرّ و شأن از
هامش
( 1 ) . ملى : « جماعتخو »
( 2 ) . مجلس : « دو »
( 3 ) . ملى : « حرقت »
( 4 ) . ملى : - « را »