تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
عتاب‌آميز صادر ، ولى در باطن مورد انواع نوازشات و تحسين و مفاخر شد . خلاصه چون هواى چمن سلطانيّه را آغاز برودت و دم سردى بود ، راى عالم آراى سلطانى به مراجعت اقتضا نمود . نوّاب نائب السلطنه العليّه بعد از نوازشات سنيّه و تاكيدات در باب تنبيه طوايف به لباس ، مراجعت به آذربايجان كرد و حضرت محمد على ميرزا پس از تفقّدات بهيّه و فرمايشات در خصوص اتمام كار كوه‌نشينان بختيارى روى به دار الدّوله كرمانشاهان آورد . نوّاب حسن على ميرزا نيز قبل از حركت رايات نصرت‌آميز ، به جهت تدارك ورود موكب [ 258 ] سلطان مسعود به دار الخلافه شتافت و در اواخر شهر شوال المكرم عرصه آن روضه ارم توام از وصول موكب شاهنشاه معظّم طراوتى تازه يافت .

ذكر قضايايى كه بعد از قتل اسحق خان در خراسان اتّفاق افتاد و فتنه‌جويىهاى جماعات قرايى و هزاره و افغان بدنژاد

بعد از قتل اسحق خان قرايى و ولدش ، نوّاب شاهزاده محمّد ولى ميرزا گماشتگان كارآگاه [ را ] به ضبط ولايات متصرّفى ايشان روان نمود و ولايات ترشيز و سرجام خواف « 1 » را بدون مانع و عايقى تصرّف فرمود . محمّد خان ولد اسحق خان كه در تربت حيدريّه تمكّن داشت ، ضبط آن‌جا را به برادر ديگر خويش حسن على خان محوّل و خود به اطمينان قلعه دولت‌آباد كه از قلاع محكمه آن سامان است روى به آن محلّ گذاشت . محمّد خان قاجار نايب خراسان با امير قليچ خان تيمورى برحسب امر و الا به ضبط ولايت تربت « 2 » و استيصال ساير بازماندگان اسحق خان مأمور آمدند و چون محمّد خان در قلعه دولت‌آباد متحصن بود ، نخست تنبيه و تدمير او را انسب دانسته وارد آن حدود و ثغور شدند . سران و سرخيلان قرايى كلّا و طرّا از بازماندگان اسحق خان روىگردان و با نايب خراسان در اضمحلال محمّد خان همداستان آمدند . قلعه دولت‌آباد محصور لشكر
هامش
( 1 ) . ملى : « خاف » ( 2 ) . ملى : « ترغيب »