تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
تاختند و حصار مشهور به قلعه عمارت را از تصرّف او گرفته [ به ] نهب و غارت او پرداختند . مال و اسباب او از صامت و ناطق آن‌چه در قلعه بود ، كسيب غازيان نصرت [ 256 ] نصيب شد و بيگلر خان جريده و سباى به دره‌جز شتافته از ما يعرف بىنصيب ماند . مأمورين پس از تنبيه آن مفسد بىدين مجدّدا به محاصره قلعه رادكان سبك عنان شدند و نوّاب شاهزاده نيز به ظاهر [ از ] ارض اقدس حركت كرده وارد خارج حصار رادكان با همراهان آمدند . اگرچه ظهور اين معنى خلاف راى خوانين اكراد بود ، ولى تا امر را مشتبه سازند ، رضا قلى خان زعفرانلو در خبوشان متوقف و امير گونه خان پدر خويش را « 1 » با جمعيّتى از اكراد خبوشانى به عزم خدمت‌گزارى دولت خسروانى روانه و مشار اليه در خارج رادكان به اردوى و الا پيوست و على الظّاهر دل بر خدمت و جانفشانى بست . اسحق خان قرايى را از راه هرزه درآيى با قلعه‌گيان در خفيه مراودتى بود و شب‌ها اعانت‌ها از آب و آذوقه نسبت به قلعه‌گيان مىنمود و روزها در خدمت شاهزاده بر اصرار در محاصره مىافزود . امير گونه خان زعفرانلو را خواست فريب دهد كه پسر خود رضا قلى خان و نجفقلى « 2 » خان شادلو را با جمعيّتى وافر خواسته شب هنگامى اردوى نوّاب شاهزاده را بر هم زنند و آشوبى تازه برپا كنند . چون امير گونه خان مزبور در سال گذشته در چمن خوش ييلاق در خاكپاى خسرو آفاق تعهّدات زياد در اجراى خدمت دولت قوى بنياد كرده بود ، لهذا راضى به اين معنى نگشته قرار كار را بر آن دادند كه معتمدين چند از خوانين ترك و كرد با عرايض ضراعت‌آميز به درگاه خسرو معدلت انگيز فرستاده عذرخواه جرايم قوجه خان گردند . بالاخره به تدارك اين كار عمل نمودند و يورش به قلعه رادكان را به دفع الوقت گذرانيده منتظر جوابى از امناى دولت ابداركان بودند . فرستادگان خوانين قبل از حركت رايات ظفر قرين به دار الخلافه بهجت ضمين وارد و مطالب ايشان به عرض صاحبقران مروّت فوايد رسيد . شاهنشاه آگاه چون راى ايشان را درين كار متّفق ديد ، بنابر مصلحت ملك‌دارى به منع نوّاب شاهزاده از محاصره
هامش
( 1 ) . مجلس : - « را » ( 2 ) . ملى : « نجفعلى »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 423 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )