فيروزى نشان خسارت كلّى يافته متعهّد خدمت شدند ، [ امّا ] پس از مراجعت اسماعيل خان سردار سپاه جرارّ ، باز به اغواى اسحق خان قرايى مكّار از در خلاف آمدند . تنبيه ايشان مجدّدا در كيش مصلحت انديشان لازم افتاد و برحسب امر اعلى اسماعيل خان سردار با جمعيّتى از قشون ركابى در اواخر شهر جمادى الثانى سنه مزبوره به محاصره قلعه خبوشان روى نهاد . نوّاب شاهزاده محمّد ولى ميرزا به مصلحتى چند احضار به ركاب ظفر مآب و موكب فيروز همايون با جمعيّتى انجم مقرون در روز شنبه هفدهم شهر رجب المرجّب از دار الخلافه طهران حركت نموده پس از اندك روزى چمن خوش ييلاق كه از ارباع ولايت كبود جامه استرآباد است ، مضرب خيام مجرّه طناب گرديد .
اسماعيل خان سردار از راه جاجرم و اسفراين روانه گشته وارد كردستان و خوانين كرد و ترك نيز به عزم مخالفت كّلا مجتمع در خبوشان شدند . سردار و « 1 » سپاه ركابى اطراف قلعه خبوشان را احاطه كرده سنگرهاى متين بستند و خوانين بدآيين از بيم سپاه ظفر قرين قدرت مجادله روبرو در خود نديده مانند مستورات عفّت علامات در احجال اندرون حصار نشستند .
محمّد خان قاجار دولو نايب خراسان نيز برحسب امر خديو دوران به اتّفاق اسحق خان قرايى و جمعى از قشون ركابى و خراسانى از ارض اقدس حركت و به محاصره قلعه رادكان شتافتند و روز اوّل قوجه خان كيوانلو حاكم رادكان و بيگلر خان چاپشلو حاكم اتك از قلعه با جمعيّت خود برآمده و جنگى روبرو كرده ، هزيمت يافتند .
بيگلر خان بعد از هزيمت به ولايت دره جز كه محلّ حكومت اوست [ 251 ] تاخت و قوجه خان مجدّدا در كار قلعهدارى پرداخت . با آنكه در آن روز تسخير حصار رادكان آسان بود ، باز اسحق خان قرايى از فرط هرزهدرايى محمّد خان نايب را فريب داد و به جهت رفع بحث حاصل دور رادكان را با اموال رعايا تاخته و از دور رادكان برخاسته در خارج خبوشان به اردوى سردار ملحق شدند .
در پيشگاه حضور شاهنشاه عدالت دستور حكايت تزويرات اسحق خان و بازدارى لشكر منصور از تسخير قلاع رادكان و خبوشان معروض افتاد و مجدّدا فرامين
هامش
( 1 ) . ملى : - « و »