تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
رجعت نمود و سلطان خردادماه به عزم زيارت روضه مطهّره گلزار و صيد وحشيان نرگس و ازهار و شكار مرغان الوان منقار « 1 » مرغزار نهضت فرمود . شاهنشاه سپهر دستگاه با چهره رشك مهر و ماه و قامتى طوبى همراه از پاى تا سر مانند خورشيد منوّر غرق درّ و گوهر از خلوت خانهء همايون به ديوان سراى خلافت مقرون خراميد و مباركى عيد سعيد را آرايش اورنگ فلك آهنگ گرديد . تخت امراى هفت اقليم را كه جاىبرجاى ايستاده بودند ، به لفظ گوهربار درر نثار مباركباد گفت و گوهر ناسفته [ 249 ] تهنيت را به الماس زبان معجز بيان سفت . سرفرازان عالم رخ‌ها بر خاك نياز سودند و گوى سرفرازى در ميدان جانبازى از خميدگى « 2 » چوگان قامت از خورشيد سرافراز ربودند . توپ‌هاى البرز كوب و نوبت‌خانهء قيامت آشوب در خارج سراى همايون بلندآوا شد و پيلان الوند پيكر در پيشگاه حضور فلك فراز شعبده‌هاى عجيب و رقص‌هاى غريب تماشاييان آن بزم جنّت نصيب را بهجت افزا . بار يافتگان محفل شيلان « 3 » از همت قاآن جمشيد پاسبان پيل بالا بدره‌هاى « 4 » سيم‌وزر يافتند و شاقان « 5 » ماه منظر به پيمودن كاسات شهد و شكر نوبت به نوبت به جانب نام‌آوران هفت كشور مىشتافتند « 6 » . خطبه خلافت به نام نامى حضرت سلطنت خوانده شد و عفاريت « 7 » فتنه و فساد از تير شهاب خطيب اريب و آمين باريافتگان محفل بهجت نصيب از اطراف سپهر مملكت رانده آمد بالجمله بعد از انقضاى بزم شيلان باز بناى رزم ميدان شد و شيران « 8 » بىسلسله و پلنگان تنگ حوصله ، اعنى سپاه كينه‌خواه برحسب احضار شاهنشاه انجم سپاه به عزم التزام ركاب ظفر مآب از هر طرف خروشان آمدند .
هامش
( 1 ) . مجلس : + « بهر » ( 2 ) . ملى : « خميده‌گى » ( 3 ) . موقع صرف ناهار و صلاى طعام ، سفره امرا و بزرگان ، طعام . ( 4 ) . خريطه‌اى از جامه يا گليم يا تيماج كه طول آن از عرضش بيشتر باشد و آن را پر از پول كنند ؛ هميان . ( معين ، ذيل بدره ) ؛ ملى : « بدرهاى » ( 5 ) . غلام‌بچگان . ( 6 ) . مجلس : « مىشتافت » ( 7 ) . ديوان ، اهريمنان ( معين ، ذيل عفاريت ) ( 8 ) . ملى : « شتران »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 410 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )