ذكر طغيان اهالى قريهء « 1 » ذلفآباد فراهان و تعيين « 2 » سپاه به دفع ايشان و عاقبت كار آن زمره پريشان
ابو دلف « 3 » عباسى كه يكى از امرا آل عبّاس بوده در اعمال فراهان قم « 4 » دو شهر بنا كرده : يكى در زيرزمين و ديگرى در بالاى آن . شهرى كه در زيرزمين بنا نهاده ، خاك را مجوّف نموده و جايى به تركيب شهر مشعر بر عمارات و بيوتات و مساجد و معابد و كوچهها و بازارها ترتيب داده است . اطراف اين زيرزمين از روى تحقيق سه فرسنگ بىاغراق است و اين حقيقت مذكور در السنه اهل آفاق . شهرى ديگر بر بالاى اين زيرزمين بنا كرده و در هر خانه از شهر بيرونى سوراخى از آن زيرزمين ظاهر آورده است كه هم باعث روشنايى زيرزمين است و هم در روز تنگ گريزگاه اهالى آن شهر متين .
بالجمله نام آن شهر را به مناسبت اسم خويش دلفآباد به فتح دال بىنقطه نهاده و چون به قاعده قديم دال را به « 5 » نقطه مىگذاشتهاند ، به مرور ايّام و شهور ذلفآباد بضم ذال معجمه « 6 » خوانده شد . به جز اهالى آنجا كه بلديّت دارند ، هركس از غربا در آن زيرزمين رود و بىبلد باشد ، تا قيامت « 7 » مفقود است و اثبات اين معنى « 8 » آيتى است ، مشهود .
اكنون از شهر روى زمين قليل آثارى باقى است ، ولى از قراين معلوم مىشود كه طول و عرض آن چيست . خلاصه اهل ذلفآباد را يكنوع رشادت و شجاعتى فطرى ذاتست و در مراتب تيراندازى و لوازم آن كامل الصّفات . قانونى دارند كه همواره اوقات اموال خود را در آن زيرزمين مىگذراند و در اكثر زمان با حاكم فراهان همت به طغيان مىگمارند . به محض ورود محصّل حاكم در هر خانه ، صاحب آن در زيرزمين است و محصل بينوا از سوراخ آن زيرزمين نشانهء گلولهء كين . درين اوقات با ايمانى خان حاكم ياغى آمدند و محصّلان او را جواب داده يكباره طاغى شدند « 9 » . علاوه بر طغيان در معابر
هامش
( 1 ) . ملى : - « قريه »
( 2 ) . ملى : « تعين »
( 3 ) . ملى : « ابو ذلف »
( 4 ) . ملى : « قسم »
( 5 ) . مجلس : - « به »
( 6 ) . ملى : « معجمهوار » ؛ مجلس : « مجمعهء نقطهدار »
( 7 ) . ملى : - « تا قيامت »
( 8 ) . مجلس : « دعوى »
( 9 ) . ملى : « شده »