در منع خرابات :
اى شيخ عبث زحمت اوقات مده * بر دردكشان درس مقامات مده
خواهى كه كنى دل جهانى آباد * فتوى به خرابى خرابات مده
در شكست خم شراب :
اى شيخ كه بىجا خم مى مىشكنى * وندر كف مستان دف و نى مىشكنى
آن خم كه به ميخانه معمور دلت * لبريز مىرياست كى مىشكنى