مملكت انگلتره شتافت و روز يكشنبه بيست و سيمّ شهر محرّم الحرام سنه يكهزار و دويست و سى حاجى آقا خان وزير حاجى فيروز الدّين ميرزاى والى هرات و ابراهيم خان هزاره و بيگلر بيگى هزارهجات به شرف آستان بوسى مشرّف و وزير مزبور پيشكش موفور از جانب والى مذكور گذرانيده از نوازشات نامحصور قرين انواع عزّت و شرف آمد . منظور فيروز الدّين ميرزا از فرستادن وزير دانا اوّل اين بود كه ، معذرت جسارت « 1 » عزيمت غوريان را بخواهد و ثانى ، شكايت از تعدّيات شاه محمود و استدعاى حمايت از جانب دولت ابداركان نمايد .
خلاصه حاجى آقا خان چندى در دربار خلافت متوقّف و در دويم شهر ربيع الاوّل سنه مزبور به اتفاق حضرت ميرزا محمد صادق وقايعنگار مروزى به صوب هرات متصرف شد . [ وى ] التفاتهاى بىكران در ايّام توقف ديده خلاع فاخره به افتخار جناب فيروز الدّين ميرزا مصحوب حضرت وقايعنگار عنايت گرديد .
ابراهيم خان هزاره به سبب فتنه و فسادى كه در باب غوريان نموده بود ، مأمور به توقّف دار الخلافه آمده امارت طايفه مزبوره برحسب فرمان اعلى به آزاد خان ولد محمّد خان هزاره مفوّض شد . هم در آن اوقات جمعى از معارف ايل جليل قاجار و برخى از اهالى استرآباد از تعدّيات ميرزا رضى حمزه كلايى مازندرانى وزير نوّاب محمّد قلى ميرزاى ملكآراى دار المرز طبرستانات به دربار عرش آيات به عرض شكايات آمدند و برحسب امر اعلى مهدى قلى خان دولوى قاجار را كه از « 2 » حكومت بندر ابوشهر معزول و به خدمت ركاب مشغول بود به ايالت آن ولايت بردند .
ذكر جسارت جناب حاجى ملا محمد زنجانى در خسارت « 3 » [ به ] ارامنه متوقفين دار الخلافه طهران و خرابى كليساى ايشان و اخراج شدن از آن سامان
[ 247 ] طلّاب علومى كه بهره از ادراك روحانى ندارند و به سبب شهرت در ميان
هامش
( 1 ) . ملى : « شارب »
( 2 ) . ملى : - « از »
( 3 ) . ملى : « جسارت »