تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
آذربايجان و قرار كار معلمين و مهندسين انگريزى ، روانه دار السلطنه تبريز فرمود و حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى را « 1 » به مرافقت مشار اليه به آن ديار بهجت‌انگيز « 2 » امر نمود . روز شنبه بيست و پنجم شهر جمادى الاوّل ، با لشكرى آراسته از دار الخلافه حركت و كنار رودخانه كرج ، هفت فرسخى طهران ، مضرب رايات ظفر آيت شد . معماران و مهندسان زبردست را مقرّر كرد كه به جهت آرامش شاهزادهء خورشيدلقا ، سليمان ميرزا در حوالى آن رود مجرّه‌نما ، قلعه [ اى ] محكم بنا و عمارتى عيوق‌سا به انضمام چهارباغى بهشت‌آسا برپا نمايند و در موعدى قليل انجام و اتمام آن را دست قدرت بركشانيد . انجام اين خدمت به جناب حاجى محمّد حسين خان امين الدوله محوّل و از جانب او ميرزا ابو القاسم اصفهانى نايب كاشان ، عامل اين « 3 » عمل شد . از اطراف ولايات عراق بنّايان چابك دست خواستند و در مدّت قليل عمارت مقرّره را به خوبى آراستند [ و ] به اسم شاهزاده معزى اليه مسمّى شد و دسته تفنگچيان جاجرمى با كوچ و بنه به حراست آن قلعه پاىبرجا . تاريخ بناى آن قلعه متين ، از كلك مولف مشكين تراويد و يادگار را ثبت گرديد . لمولفه :
خسرو صاحبقران فتحعلى شاه آن‌كه مهر * لؤلؤ بخت وى از خط شعاعى جمله سفت ساخت شهرى در كرج همسايه با شهر سبا * وز فر نام سليمان زمان چون گل شكفت از براى دفع چشم‌زخم خواند وَ إِنْ يَكادُ * ديد هركس آن بهشت معنوى را تا شنفت شد سمّى زادهء دارا سليمان ميرزا * آن‌كه از فرّ سخا بخشد جهانى را به مفت از براى سال تاريخ بنايش خاورى * زين سليمان ميرزا شهر سليمانيه گفت « 4 »
هامش
( 1 ) . ملى : - « را » ( 2 ) . ملى : « انگريز » ( 3 ) . مجلس : « آن » ( 4 ) . بازمانده اين بنا ، اينك دانشكده كشاورزى كرج است .