بخش 9
بهاريه سال ميمون فال بيچى ئيل تركى مطابق با سنهء يكهزار و دويست و بيست و هفت هجرى و حركت به سلطانيه و تعيين سپاه به طالش [ و ] نظم آن صفحات
رحمت عالم و مايهء راحت بنى آدم ، اعنى مهر ستاره حشم ، درين سال ميمون قدم ، در شب شنبه هفتم ربيع الاوّل سنه يكهزار و دويست و بيست و هفت هجرى ، بعد از انقضاى پنج ساعت و بيست و پنج دقيقه از سراى حوت به بيت الشرف حمل آمد و كارپردازان باد نوروزى احداث قلعه سليمانيه گلشن را عامل شغل عمل شدند .
نوباوهء چنار به حكم سلطان بهار به دار السلام چمن از افواج « 1 » سنبل و سوسن لشكر كشيد و مسندنشين لاله كه والى شهرزور « 2 » چمن است ، بر مسند حرير زمرّدين سبزه آرميد . خسرو ربيع از جنود سبزهء بديع ، حشرى خواست و حشر روسىنژاد سحاب ، از باريدن مهرههاى آتش فعل منجمد آب در هر « 3 » مرزى از مرغزار هنگامه [ اى ] آراست . به مدد خنجر بيد ، خون از گلوى غنچه و شقايق جارى شد و طرّار گل را در خزانهء سينهء بلبل بناى طرارى .
نوبت جلوس [ 208 ] سليمان ثانى بر تخت كيانى آمد و تخت كيانى را فرّ جلوس سليمان ثانى ، نوبت راحت و شادمانى شد . چون ابر بهار خشك و تر را سيراب ساخت و پس از انقضاى بزم شيلان به نظم امور مماملك پرداخت . سرگور اوزلى بارونت ، ايلچى دولت بهيّه انگريز را به جهت ملاقات وليعهد با تميز و ملاحظه سرباز و توپخانه نظام
هامش
( 1 ) . ملى : « انواع »
( 2 ) . ملى : « روز »
( 3 ) . ملى : - « هر »