تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 299

مساهمون:

ص٢٩٩
آذربايجان و عراق است ، مأمور و جناب ميرزا محمد تقى علىآبادى مازندرانى المتخلص به صاحب را ، كه در آن اوقات منشى خاصه ديوان اعلى و خلف مرحوم ميرزا محمد زكى مستوفى الممالك سلطان شهيد است ، به وزارت آن ملك مسرور داشت و نوّاب حسام السلطنه محمد تقى ميرزا را « 1 » به حكم‌رانى ولايات بروجرد و سيلاخور و جاپلق نامزد [ نمود ] و ميرزا على گرايلى كه سابقا وزير مرحوم حسين قلى خان « 2 » و از موهبت جان بخشى صاحبقران مروّت نشان قرين مباهاتى بىپايان بود ، به وزارت او برگماشت . نوّاب شيخ الملوك شيخ على ميرزا را كه بطنا نبيره شيخ على خان سردار زنديه است و از صفت شجاعت و دليرى بهره‌مند ، به مناسبت رياست بر فرقه زنديه به فرمانروايى ولايت ملاير و احشامات طايفه مزبوره برقرار و حاجى ميرزا اسماعيل اشرفى مازندرانى كه چندى ناظر ديوان اعلى و از جملهء محارم و قديمى خدمتان « 3 » به درگاه معلّى بود ، به وزارت نوّاب معزى اليه سربلند ساخت و شجاع السلطنه حسن على ميرزاى نايب دار الخلافه را از انضمام ايالت ولايات بسطام و جاجرم و احشامات تركمان كوكلان بنواخت . در خلال اين احوال خبر رسيد كه غراف گداويچ سردار روسيه به سبب شكست در دور ايروان در دولت روس مغضوب و پادشاه « 4 » او را احضار و طور مصوف نامى را كه حريفى جرّار و دليرى غدّار است ، به سردارى گرجستان منصوب و روانه داشته است . شاهنشاه نام‌آور را وجود او نيز چون وجود نامسعود ساير سرداران بداختر در نظر انور به حقارت جلوه‌گر و دفع آن بدگوهر را مركوز خاطر فرخ سير داشته به احضار لشكر [ 181 ] قيامت اثر فرمان داد و شاهزادهء اسفنديار شعار ، محمد على ميرزا را نيز مقرّر شد كه در موعدى معيّن با سپاهى دشمن‌شكن در چمن سلطانيه ، وارد دربار مينوون و در آن سفر خير اثر ملتزم ركاب سپهر توسن باشد .
هامش
زندگى مىكنند . امروزه شهر افشار در استان زنجان ، مركز اصلى اين ايل است . ( 1 ) . ملى : - « را » ( 2 ) . مجلس : « حسين على خان » ( 3 ) . ملى : « و از حجله مخارم و قديمى خدمتا » ( 4 ) . ملى + « شاه »