تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠

ذكر سفارت حضرت حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى به دولت انگريز و برخى وقايع حيرت‌آميز

چون جمهوريت دولت انگريز مادهء موافقت دولت عليّه ايران را با شوكت فرانسه غليظ ديدند ، سرهرفردجنس را از جانب اصل دولت به سفارت برگزيدند . از اين‌كه اخراجات سفارت سفراى ايران با سركار كمپنى بود ، لهذا سرهرفردجنس معادل يكصد و بيست هزار تومان وجه امدادى را كه بعد زياده شد به سركار كمپنى برات نمود . درين اوقات خبر رسيد كه جناب فرمانفرماى هندوستان به سبب خاصى از اسباب كه در وقايع سفارت سرهرفردجنس ايراد شد ، برات او را مجرى نداشته و باز در ثالث ، بريگدير « 1 » جان ملكم بهادر را از جانب سركار كمپنى به سفارت برگماشته است . سرهرفردجنس از سفارت ملكم بهادر انكارى ورزيد و در تعيين مخبرى از جانب دولت عليّهء ايران به دار السلطنه لندن به جهت تحقيق صحّت سفيرين و برقرار داشتن وجه امدادى و امضاى عهدنامه مباركه اصرارى كرد . چون داستان سفارت ممالك فرنگ در گوش اهل ايران غريب مىنمود ، احدى راضى به اين سفر نبود . بالاخره قرعه اين كار به نام حاجى ميرزا ابو الحسن شيرازى نيكو افتاد و برحسب امر اعلى به تدارك كار سفارت رونهاد . حاجى مزبور والدش ميرزا محمد على نام و از اواسط الناس توابع اصفهان بوده به شغل حجّامى و دلاكى مدارا مىنموده است . به سببى از اسباب از وطن مألوف هجرت اختيار نموده است . رفته‌رفته در عهد كريم خان زند سررشته لشكر شد و در هنگام كدخدايى حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله ، همشيره او را خواستگارى نموده اين حاجى ميرزا ابو الحسن از همشيره اعتمادو الدولهء مذكور و به شرف مصاهرت « 2 » آن وزير خجسته دستور نيز مسرور است . از قرارى كه قبل ازين ايراد شد ، بعد از سپرى شدن شوكت اعتماد الدولهء مذكور ، او نيز در محال شوشتر گرفتار و در دار الايمان قم از شرف جان‌بخشى شاهنشاه مروّت شعار ، قرين افتخارى بيشمار و به زيارت بيت الله الحرام شتافت و از آن‌جا به سياحت
هامش
( 1 ) . مجلس و ملى : « بريكه‌دير » ( 2 ) . دامادى