تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
بالجمله ميرزا بزرگ پس از وصول اين رسائل ، همّتى بر نشر مسائل جهاد كه سال‌ها متروك بود ، گماشت و خود اقوال مجتهدين را جمع نموده و رساله [ اى ] در باب فتاوى جهاد ترتيب داده نام آن را « 1 » رسالهء جهاديه گذاشت . اهالى ولايات ايران خاصه مرز آذربايجان را عرق حميّت اسلام به جوش آمد و هر تن از ارباب حرفت و صناعت اسباب به جهت خود ميّها كرده منتظر هنگامه غوغا و خروش [ 179 ] شد . خلاصه در همين اوقات ، جناب آقا محمد ابراهيم ، شيخ الاسلام بلده خوى كه به جهت ميمنت جلوس سلطان مصطفى خان به اسلامبول رفته بود ، با جواب نامهء پادشاهى وارد و از قرار تقرير او معلوم گرديد كه فقهاى اهل سنت و جماعت نيز درين فتاوى همين اعتقاد را دارند و روزان و شبان بر منابر اسلام ، اوقات به دعاگويى فتوحات پادشاه انام مىگمارند . على اىّ حال ، در آخر همين سال ، فتحعلى خان خواجه‌وند كه به رسالت سند رفته بود ، وارد و مير ثابت على نام كه رسول ولات سند بود ، به همراهى او به شرف تقبيل آستان رفيع الشأن ، قرين انواع مفاخر و فؤايد شد . موازى چهارصد قبضه « 2 » تفنگ دانه نشان و يك عدد سپر پولاد بنيان و دو طاقه شال شملهء اعلى ، عمل كشمير و يك دست فرش چكن‌دوز بىنظير به صيغهء پيشكش ولات مزبور از نظر آقتاب تأثير گذارنيد و انجام همان مطالب سابقه را كه ذكر شد ، مستدعى گرديد . چون سرهرفردجنس سفير دولت انگريز در دربار « 3 » همايون حاضر بود ، امناى دولت عليّه سفارشى به او نمودند كه به علت بستگى « 4 » ولايت سند به اين دولت ابد پيوند ، كار پردازان دولت بهيّه « 5 » نيز رعايت آنها را منظور [ دارند ] و تعرّضى به آن حدود و ثغور نرسانند . به نوّاب شاهزادگان محمد ولى ميرزا والى ولايات خراسان و حسين على ميرزا فرمانفرماى مملكت فارس نيز فرامين مطاعه صادر و مقرّر آمد كه هرگاه افاغنه قندهار و هرات خواهند تعرّضى به خاك سند رسانند ، به قدر ضرورت امدادى داده و رفع شرّ جماعت مزبور را مهيّا و آماده باشند . مير ثابت على مزبور پس از نوازش نامحصور اذن رخصت يافته ميرزا مهدى نام
هامش
( 1 ) . مجلس : « آن رساله را » ( 2 ) . ملى : « چهار قبضه » ( 3 ) . ملى : « در » ( 4 ) . مجلس : « حمايت » ( 5 ) . مجلس : « عليّه »
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 296 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )