تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
جهات از سياست نادر شاه افشار از يك ديده كور بود . حاجى ابراهيم خان نيز بعد از فوت پدر در زمان سرورى جماعت الوار زند به همان خدمت پدر بهره‌مند بود و مدارى كدخدايانه مىنمود . على مراد خان كه بعد از فوت كريم خان پاى بر وساده « 1 » مهترى نهاد ، جمعى از اعيان فارس را از دار العلم شيراز حركت داد و به رسم گروگان به دار السلطنه اصفهان فرستاد ؛ يكى از آن جمله مرحوم ميرزا محمد شيرازى است كه والد اين بنده مدحت‌گزار را بنى عم و در عهد كريم خان مستوفى محترم و كلانتر كل آن مملكت ارم توام بوده و با ساير اعيان آن مملكت به‌طور مطاعيت عمل مىنموده است ، بعد از سپرى شدن شوكت على مراد خان مزبور كه جعفر خان برادر بطنى او حكم‌گزار آمد ، عموم اعيان فارس از دار السلطنه اصفهان رجعت به دار العلم شيراز نمودند ، مگر ميرزا محمد مزبور كه به حكم سلطان شهيد مغفور به دار الخلافه طهران رفته از چاكرى آن حضرت قرين افتخارى بىنهايت شد . جعفر خان در ازاء اين جنايت كه عين سعادت بود ، منصب كلانترى مملكت فارس را به جناب حاجى ابراهيم خان محول نمود و ابواب نهب و غارت بر چهره بازماندگان ميرزا محمد گشود . پس از قتل جعفر خان كه نوبت سرورى آن ملك به ولدش لطفعلى خان رسيد ، حاجى را به سبب وفور استيلا مخل كار ديد ؛ با آن‌كه معزى اليه پرورده و سبز كرده پدرش جعفر خان بود ، چون او را مايه اساس مىدانست ، اتلافش را مىخواست و نمىتوانست . از قضاياى اتفاقيه قضيه بر عكس نتيجه بخشيد و به صوابديد حاجى مزبور در محال سميرم [ 86 ] از برادران حاجى به او رسيد ، آنچه رسيد . چون مباشر كارى خطير شد ، دست توسل به اذيال دولت ابد تأثير زد و از قرارى كه ايراد شده از موقف سلطنت كبرى در مملكت فارس بيگلر بيگى و فرمانروا شد . در سنه يكهزار و دويست و هشت به منصب بلند وزارت اعظم سرافراز گشت [ و ] چهار سال در دولت خاقان شهيد و چهار سال در خلافت شاهنشاه با تأييد به استقلال وزارت مىكرد و هريك برادران و ولدان و منسوبان خود را در قطرى از اقطار ايران حكم‌گزار آورد . چون مراتب او و اعوانش از مراتب آل برمك به چندين پايه برگذشت
هامش
( 1 ) . مسند ، جايگاه