ذكر صادرات عرض راه مملكت خراسان تا ورود موكب فيروزى نشان به صوب دار الخلافه طهران
در روز پنجشنبه پانزدهم شهر ربيع الاول سنه يكهزار و دويست و چهارده ، موكب اقدس از حوالى ارض مقدس حركت نمود و در روز ورود به منزل چناران ، امير گونه خان زعفرانلو حاكم خبوشان برحسب امر اعلى به صوب ولايت خويش پاى عزيمت برگشود . جناب ميرزا محمد شفيع وزير به جهت آوردن صبيّه محترمه او ، كه مخطوبه نوّاب حسين على ميرزا بود ، به مرافقت مشار اليه عازم آن كاشانه آمد . در منزل جهان ارغيان ، جعفر خان بيات نيز به تشريفات عنايات مشرف و به حكومت و رجعت نيشابور قرين انواع عز و شرف شد . از آنجا ماهچه رايات ظفر آيات به صوب آققلعه فروزان و چهار فرسخى آن محل ، مضرب خيام نصرت نشان گرديد . اين آققلعه از بناهاى جديد اللهيار خان قليچى حاكم سبزوار است و در رفعت و حصانت و رزانت ، « 1 » همدوش چرخ دوّار . اللهيار خان خود ، درگاه عالميان پناه را ملتزم و پيوسته از فرط شقاوت طلبى اين معنى را لازم بود كه حيلتى انگيخته ، خود را از آن سلسله كه عين سلامت است ، نجات داده در پناه قلعه آرميده آيد و سر از اطاعت و خدمت بالمره بسته دارد . چون صادق خان پر شقاق را مانند خويش سرگرم باده نفاق مىديد و مصادقت او را با ممش خان نيز در جزو فهميد ، لهذا ما فى الضمير خود را با او به ميان آورده طالب علاج گرديد . آن روسياه كه در فنون مكر و حيل شيطان دغل را شريك اقل « 2 » بود ، او را راهنمايى نمود كه هنگام حضور او در خاكپاى همايون تدارك پيشكش و اقدام در خدمت سيورسات را بهانه سازد و به استدعاى مرخصى دو روزه خود را از آن ورطه بيرون اندازد و پس از تصديق او و رخصت خويش آنچه داند و تواند به افروختن نايره طغيان و عصيان پردازد .
اللهيار خان ، حليهبازى آن روباه گرگ طبيعت را پسنديد و در پيشگاه حضور معدلت دستور تقديم خدمات سيورسات و پيشكش را مستدعى رخصتى دو روزه گرديد .
هامش
( 1 ) . به فتح " را " و " نون " به معناى سنگينى و وقار ( ر . ك : معين ذيل رزانت ) .
( 2 ) . مجلس : « اول »