تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
فلك فرسا شد . نادر ميرزا پرده وقاحت بر رخ كشيد و در پشت ديوار قباحت و لجاجت آرميد . سران و سركردگان سپاه منصور متفق اللفظ دامان همت بر كمر زدند و داوطلب تسخير قلعه شدند . شاهنشاه دين‌پرور ، به ملاحظه حرمت آن روضه مطهر و حفظ نفوس و دماء ساكنين آن خطه خلد اثر ، دست ردّ بر ملتمس ايشان نهاد و تن به اين اراده در نداد و به خيال تخريب قرى و مزارعات و قنوات خارج قلعه و منع ورود و نزول آذوقه افتاد . به فاصله چند روز ، چنان شعله فتنه فروزان و آتش نهب و غارت سوزان شد كه گفتى صاعقه [ اى ] آسمانى افروخته گشته و خشك و تر آن ديار را به اين بلاى ناگهان سوخته . ارتفاع غلات در شهر به مرتبه [ اى ] رسيد كه اغنيا را از فقرا امتيازى نبود و هريك فرصت مىيافتند خود را از ديوار قلعه به زير انداخته در صورت سلامت به اردوى اعلى مىشتافتند . علما و سادات و مشايخ و قضات و اعيان و اشراف با جمعى از متعلقان نادر ميرزا از فرط اضطرار و اضطراب قرآن‌ها بر سر دست و كفن‌ها در گردن ، فريادزنان و ناله‌كنان به اردوى معلى ريختند و خاك راه را با خوناب ديده آميختند [ و ] اصالتا از جانب خود وكالتا از طرف نادر ميرزا ، كلام الله مجيد را شفيع ساختند « 1 » كه : هرگاه شاهنشاه عاجز نواز بر جان اين وحشت انباز بخشش فرمايد ، حريم آستان كعبه اركان را احرام خواهم بست ، ولى پس از چند روزه مهلتى كه مصدر خدمتى شوم و تدارك خجلتى كنم ، عجالتا يكى از مستورات حريم جلالت را نامزد گروگان ساخته‌ام تا به هريك از درارى بحار سلطنت كه مصلحت اقتضا نمايد ، بخشيده آيد . صاحبقران مؤيد بنا بر احترام آن مشهد ممجّد بر جان آن جمع پريشان رحمت آورد و پس از بذل التفات بىكران همگى را اذن مراجعت ادا كرد . نادر ميرزا بعلاوه عفو گناهان به خلعت امان سرافراز شد و شاهباز [ 62 ] رايات ظفر به جانب مستقر خلافت در پرواز آمد . صبا :
در خراسان رزم كردى ساز ، احسنت اى ملك * سوى رى لشكر كشيدى باز احسنت اى ملك
هامش
( 1 ) . در نسخه مجلس پس از جملهء « شفيع ساختند » اين عبارت آمده است : « و به عرض پيغامى عاجزانه پرداختند » .
تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 110 | ناصر افشار فر / ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )