دستور به تفريق جمعيتى كه با او بودند صادر و صفت حلم و حوصله شهريار عالمگير بر نزديك و دور ظاهر شد ، زيرا كه خويش و بيگانه از اطراف ممالك به طغيان برخاسته ، هريك در طرفى هنگامه آراسته بودند .
فرد :
پر دلى بايد كه بار غم كشد * رخش مىبايد تن رستم كشد
بالجمله در چمن مزبور شوق ملاقات درارى بحار خلافت ، شاهزادگان و الا تبار گريبانگير خاطر مرحمت مظاهر آمد و حكم خاقانى شرف صدور يافت كه : جناب ملا على اصغر دودانگه هزار جريبى مازندرانى ملا باشى سركار پادشاهى ، نوّاب عباس ميرزا و محمد قلى ميرزا و حسين قلى ميرزا را از دار الخلافه طهران برداشته ، در هرجا از منازل عراق كه خسرو آفاق را توقف باشد ، شرفياب گردند . موكب فيروز بعد از توقف يكروز از آن چمن دلفروز حركت و از راه قلمرو على شكر « 1 » و در جزين عزيمت عراق مينو قرين فرمود . در منزل در جزين نوّاب شاهزادگان به شرف زيارت جمال بىمثال شاهنشاه با اقبال مسرور و ازين طرف قرين الشرف نيز ، خاطر مرحمت مظاهر شاهانه از ملاقات ايشان قرين حبورى نامحصور آمد و پس از اطفاء نايره شوق ، اذن مراجعت به دار الخلافه حاصل و روان شدند و شاهنشاه گيتى پناه به عزم رزم خصم كينهخواه با سپاهى انجم دستگاه به صوب مقصود شتابان آمدند .
ذكر حركت حسين قلى خان از اصفهان به صوب كزّاز و فراهان و داستان [ 49 ] محمد ولى خان قاجار نادان و اختتام كار ايشان و اطاعت حسين قلى خان
بعد از آنكه حسين قلى خان در دار السلطنهء اصفهان به اخذ اموال تجار و متمولين آن سامان پرداخت و اسباب كار مخالفت را آماده ساخت ، به خيال آنكه شاهنشاه آگاه را
هامش
( 1 ) . از زمان قراقويونلوها تا زمان نگارش اين تاريخ ، قلمرو على شكر ، همدان ناميده مىشد . مينورسكى در كتاب سازمان ادارى حكومت صفوى ، پاورقى صفحه 202 مىنويسد : « خانيكف در نقشهاى كه ترسيم كرده است ( جلد چهاردهمZ . G . E .چاپ 1863 ) آن را به نامShakarنوشته است نهShak» .