تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ذو القرنين ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
از دار الخلافه و دار العباده روانه آن ناحيت شدند . بعد از چندى ، محمد حسين خان به حكومت ولايت كوهكيلويه سرافراز و عبد الرحيم خان نيز با وقوع وصلت با آقا على كرمانى مزبور از حكومت طرفى نبسته شرفياب درگاه لازم الاعزاز شد . محمد تقى خان بيگلر بيگى يزد ، انتظام امور كرمان و وصول و ايصال ماليات ديوان قدر بنيان را به گردن گرفته به وساطت ابو الهادى خان ، ولد خود ، مستدعى ايالت شد . على العجاله پس از اطمينان امنيان دولت جاويد ، حكومت آن ولايت نيز ضميمه ايالت ولايت دار العباده [ يزد ] گرديد .

ذكر فتنه محمد خان زند و شكست او از صدمات سپاه ظفر پناه عدوبند

پس از انقضاى زمان شوكت سلسله زند از صولت خاقان مغفور عدوبند ، محمد خان ولد زكى خان بنى عمّ كريم خان از شحنه غضب سلطانى مهلتى چند روزه يافت و فرارا به نواحى بغداد و بصره شتافت و چندى در آن ولايت به هرزگى و دريوزگى روزى به شب و شبى به روز مىرسانيد . تا قضيه ناگزير سلطان شهيد واقع گرديد ، از جسارت صادق خان كرد شقاقى جرأتى كرد و فرصت غنيمت شمرده به اميد انجام خيالات خام رخت مكنت از زاويه گمنامى بيرون آورد با شر ذمه « 1 » قليل از اقوام ذليل ، نكبت را دليل نمود و روى به سوى مملكت فارس كرده ابواب حوادث كشور در حوالى كوهكيلويه به طوايف الوار ممسنى « 2 » ، كه به راهزنى معروف و عدم [ 41 ] پايدارى موصوفند ، ملتجى و درين داستان با او همدستان گشته [ و ] در نواحى ولايت كازرون به جمعى از مستحفظين آن سامان دچار و به حمله اول شكستى فاحش خورده ، راه فرار
هامش
( 1 ) . گروه اندك از مردم ، شمار كمى سپاهى ( 2 ) . بين كوه كهليلويه و بختگان قرار دارد . امروزه جزوه استان كهكيلويه و بويراحمد است ، از توابعش اردكان و فهليان بوده و در شمال غربى شيراز واقع شده است . آب‌وهواى آن در شمال سرد و در جنوب گرم است به‌طورى كه در شمال آن كوههاى دينار پيوسته برف دارد و در جلگه جنوبى خرما و مركبات خودرو ديده مىشود . اسم قديم ممسنى شولتان بوده ولى در زمان صفويه پس از آن‌كه ايلات ممسنى به اين ناحيه آمدند بدين اسم موسوم گشته است ( رك : معين ، بخش سوّم ، ذيل ممسنى ) .