حضرت مير ، كمر اطاعت و انقياد بسته ، خود را از زمرهء ملازمان نواب حضرت ميرزا على مىدانست ، استغاثه در باب رجوع قلعه و مملكت فيروزكوه نمود . چون درخواه و التماس مير سين كيا از حد درگذشته بود نواب حضرت ميرزا على مرحوم التماس او را به انجاح مقرون گردانيده ، حضرت مير را رخصت داد تا قلعهء فيروزكوه و توابع را به مير سين كيا رجوع فرمايد .
حضرت مير عالىقدر نيز ، برحسب رخصت ، قلعهء فيروزكوه و توابع را به مير سين كيا رجوع كرد و مدة الحكومة ، مير سين كيا رهين منت و در مقام خدمت بود .
حضرت مير از فيروزكوه ، عيسى بيك را همراه خود به قزوين آورد و از قزوين همراه مير موسى روانهء خدمت حضرت ميرزا على مرحوم كه در ديلمان نزول اجلال داشت گردانيد . حضرت ميرزا على نيز در تعظيم و تكريم عيسى بيك دقيقهاى اهمال نفرموده ، به نظر مرحمت و عنايت مخصوص ساخت و دويست تومان به رسم مواجب ، در ولايات قزوين مقرر فرمود و از ديلمان ، عيسى بيك را روانهء قزوين گردانيد . و حضرت مير مدت دو ماه ، به فراغت و نشاط خاطر ، اوقات به خير و خورمى « 1 » به قزوين گذرانيد .
فصل [ دوازدهم ] در رفتن حضرت مير عبد الملك مرحوم نوبت دوم و شكست دادن لشكر جمعشدهء اتراك و منهزم گردانيدن محمودى طارمى را به تاريخ سنهء سبع و تسعين و ثمانمايه
در اين اثنا كه حضرت مير به سلامت در قزوين تشريف مىداشت ، از طرف سلطانيه خبر ظهور لشكر اتراك رسيد كه اتراك را داعيهء تسخير
هامش
( 1 ) - شكل ديگرى از خرمى است .