فتح و ظفر روشنائى يافت . و موكب نصرت قرين ، در كنف لطف رب العالمين ، منصور شدند . و از لشكرى اتراك ، بسيار گرفتار تيغ آبدار گشتند .
مير غياث الدين از چنگ اتراك مستخلص شده ، به سلامت به درآمد . و كيا ركابزن را كه اتراك به نيزه فرو آورده بودند ، او نيز از آن ورطه خلاصى يافت . و عساكر منصوره ، در عقب كوچ جهانشاه دوانيدند . چون كوچ جهانشاه جريده به دررفته بود . جهات و اسباب را دستگير كرده ، سالما غانما موافق مسرور و مخالف مقهور ، به مقام فتح مراجعت نمودند .
و از حسن اتفاقى كه در آنوقت شده ، در سعت ميدان انديشهء كمتر كسى گدار افتاده باشد كه به اندك مدتى ، فتوحات چنين ، سلاطين گيلان را توفيق شده باشد .
چون حضرت مير را اين فتح روى بنمود ، از آنجا كوچ كرده ، به پاى قلعهء شهريار نزول فرموده ، شرايط محاصره به تقديم رسانيد و وظايف انضباط در تضييق اهالى قلعه بهجا آورد . اهالى قلعه چون در همه باب راه نجات مسدود و والى و حكام را در دست حضرت مير به قتل آمده ديدند و فتوحات متتابعه همهجا اشتهار يافته بود ، استمالت مير ، دامنگير ايشان گشته ، چاره جز تسليم چيزى نديده ، قلعه را سپردند . بيت :
كارها راست كند عاقل كامل به سخن * كه به صد لشكر جرار ميسر نشود
بعد از توفيق اين فتح ، نسق كوتوال و ذخيره فرموده ، ولايات طهران و ورامين و رى را به عطفهء عنان مواكب نصرت قرين مسخر ساخت و همهجا داروغه نصب فرمود و تحصيلداران را به جهت حاصلات فرستاد . و اكابر و اصاغر عراق ، احرام حريم جلالت حضرت مير بسته ، با تحفهها و پيشكشىها به خدمت مير ، وظايف اطاعت بهجا آوردند . حضرت مير نيز ساحت خاطر