ايشان را از كدورات ظلم پاك ساخت . بيت :
رعيت درخت است اگر پرورى * به كام دل دوستان برخورى
و از طهران ، مير موسى را نزد عيسى بيك كه فرزند بكر بيك و از امراى نامدار و قلعهء فيروزكوه در دست او بود ، فرستاد و نامه به دو بنوشت .
مضمون آنكه مير موسى را به جهت مصالح آن دولت عظمى و اظهار مراعات خاطر « 1 » شريفهء آن دودمان كبرى ، فرستاده شد . يقين كه آنچه به لسان صداقت نشان ابلاغ نمايد ، چون اقتدا بدان ، موجب اهتدا به سعادت تامه است ، به سمع رضا اصغا خواهند فرمود . بيت :
اگر بشنوى آنچه بهبود تست * نگردى ز پيمان و عهد درست
ندارم دريغ از رضاى تو هيچ * عنان از طريق سعادت مپيچ
مير موسى كه نزد عيسى بيك رفت ، نصايح بر او مؤثر نگشت و مير موسى را به قلعه نگاه داشت . به حضرت مير خبر محافظت مير موسى چون رسيد ، از ضبط طهران و ولايات رى فراغت پيدا كرده ، متوجه فيروزكوه شد .
حضرت مير به پاى قلعهء گلخندان كه سر راه بود چون رسيد ، نشاط فتح آن از خاطر سر برزد . در ساعت به محاصره شروع بنمود . اهالى قلعه حكام را كه استظهار ايشان بود ، شكسته ديدند و اساس بزرگى و شوكت مير را كه دريافتند ، به قلعه اقامت را خارج مصلحت دانسته ، اطاعت و انقياد واجب شمرده ، كيا شيرعلى كه كوتوال بود ، دست در دامن اعتذار زده ، قلعه را سپرد . حضرت مير نيز دست از انتقام آن جماعت قلعه بازداشت و
هامش
( 1 ) - در اصل : خواطر .