تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
مرتضوى ، عليهما صلوة الرحمن و به قدم عدل ، فارس ميادين دين و حارس شرع مبين [ بود ] و مطالعهء دفتر خيرات ، روزنامهء اوقات شريفهء خود ساخته و تعميم صدقات و خيرات ، بر اطراف و اكناف انتشار تمام داشت . [ بيت ]
اوصاف كمالات تو از شرح فزون است * وصفت نه به اندازهء فكر بشر آيد

فصل [ سوم ] در حبس و قيد شاه منصور و سلطان حسن گوكى و يحيى كيا و نصب سلطان حسين بن سلطان محمد به گرجيان

چون حضرت ميرزا على مرحوم مبرور ، از هواى ييلاق ديلمان ، نقل به هواى گيلان را نكوه نمود ، نقوش تخيلات فاسده و تصورات باطلهء بديهة الفساد مبطلة المعاد ، نشأة حكومت و جهانگيرى شاه منصور و يحيى كيا ، بر مرآت ضماير عليه ، محسوس و مرئى گشته و فتنه‌اى كه در حين وفات سلطان محمد مرحوم ، شاه منصور ، از شقاوت در دل داشت و اين سر با خواجه محمود خليفه كه ناظر لاهجان بود ، در ميان نهاده و به فريب [ و ] مكر ، سلسلهء غايبانهء عهود را خواست كه مستحكم گرداند . حضرت ميرزا على مرحوم ، بدين معنى مطلع گشته ، صداى اين ندا از هاتف تقرير كارگيا حسام الدين فرزند كارگيا محمد كه خاناده ورستر لاهجان بود ، به گوش ميرزا على مغفور رسيده ، حسد جسارت ايشان در دل پاك جا - گرفته . چون شاه منصور مىخواست كه معدات فتنه را مرتب سازد و با يحيى كيا درسازد ، بدين انديشهء باطل از حضرت ميرزا على طلب رخصت نموده كه به نزد پدر خود به گرجيان مىروم . بر مصداق آيهء كريمه
« وَ لا يَحِيقُ