تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 13

مساهمون:

ص١٣
با هر طايفه‌اى به قدر قابليت از خورشيد مكرمت ، پرتو التفات مىانداخت و مقاصد و آمال به اسعاف و انجاح مقرون مىساخت . و مضمون اين بيت :
روح محض است تنش عقل مجرد ذاتش * كه چو اين هردو وجودش همه علم و شرفست هر كرا گوهر نام تو برآمد به زبان * دهنش چون دهن سكه پر از سيم و زر است « 1 »
مؤكد معانى صفات كامله آمد . و از آثار عدل يكى اين بود كه در وقت نفاذ امر دين ، صولت غيرت را با حكم قرين مىگردانيد . و وصاياى حضرت سلطان مغفور را نصب العين ضمير آفتاب تنوير خود گردانيده ، دقيقه‌اى فرونگذاشت و از شارع اشارت قدم بيرون ننهاد و به ديدهء ارادت تلقى نموده بود . از جمله وصاياى [ حضرت ] سلطان محمد مرحوم اين بود كه مدتى است كه رفع بدعت زنه‌زر تصميم خاطر است و اين سعادت مساعدت من ننمود . زنهار كه در رفع اين بدعت چنان نمايند كه قاعدهء نيك‌نامى و بناى عدل‌گسترى مشيد ماند . با وجود آنكه اخلاق مرضيه و خواص حسنهء ميرزا - على مرحوم مستوجب عدالت و مرحمت و هدم بنيان ظلم و جور بود و اين وصيت مطابق اخلاص و اعتقاد او بود ، تعلل جايز نشمرده ، بدعت زنه زر و مرده سورانه را از قلمرو خود ، غير از تنكابن كه در آن‌وقت حاكم ، كارگيا يحيى كيا بود و سر اطاعت از جادهء انقياد منحرف مىداشت و قصهء او خواهد آمدن ، ديگر به همهء ولايات خود انداخت و مؤكد به لعنت‌نامه گردانيد . و يوما فيوما ، مراتب به مراتب ، [ مراتب ] دين‌پرورى و رواتب عدل‌گسترى ، مزيت تمام مىيافت . و يد بيضاى مكرمت حمات « 2 » ملت مصطفوى و هداة طريقت
هامش
( 1 ) - اين ابيات قافيه ندارند . ( 2 ) - ظاهرا « هماة » صحيح است .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 13 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده