[ فصل بيست و سوم ] ذكر نقض عهد ملك بهمن با ملك كاووس و جانبين ملكين سعادت خدمت و شرف ملازمت اعلاى خانى جهانبانى به ديلمان مبارك دريافتن و شرح آداب تجديد عهد ايشان
همچنانچه قبل از اين قصهء عهد و ميثاق نواب همايون با ملك بهمن و ملك كاووس مشروح گشته و ائتلاف و امتزاج جانبين كه به قانون يك - جهتى و راستى قرار گرفته و قسمت ملكى به تراضى طرفين به ثبوت پيوسته بود ، مكتوب شده است ، چون مدت يك سال بر نهج قرار ، صورت موافقت تمادى يافت بعد از اين به مخالفت انجاميد و اتحاد به نزاع مبدل گشت .
از آن حيثيت كه ناميه ملايمت و ملاطفت اعلاى همايون ، در حدائق عنايت به تربيت امور ملكين معظمين به حد نشو رسيده بود و بهارستان محبت و دوستى را به طراوت ربيع مكرمات و ملاطفات تازه داشتن بر ذمت همت عالى واجب نمود تا فوحات نسيم راحات اخلاص مشام طوايف ملوك زمان را مروح دارد و اوراق نهال يكجهتى ، از دست تطاول باد خزان مغايرت ايمن ماند ، از اين جهت نواب اعلاى خانى ايلچى را نزد ملك - كاوس فرستاده ، متفحص نقض عهد و متجسس بنيان مغايرت و مخاصمت با ملك بهمن شد .
ملك كاوس از پاك ضميرى زبان اخلاص به اظهار اعتذار برگشود كه حشر خلاف از حشم بغى و عناد ملك بهمن سر بدر كرده و آثار مخالفت از او ظاهر گشته است و گرنه بردبارى و طاعتدارى شعار و دثار من است .
رسول امين چون از خدمت ملك كاوس بازگشت و تبليغ رسالت نمود ، نواب همايون كه گوش و هوش ملك بهمن را به تلقين سخنان ملك كاوس سميع گردانيد ، ملك بهمن در جواب ايلچى همايون پيغام فرستاد كه توقع