تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
خواران انتظام دادند و مرسوم و مواجب ، از انقد ممرات طرح كردند و احوال لشكرى اشراق ( ؟ ) عهد قديم و محاسن ازمان گذشته ، به اضعاف بازيافت و حاصلات كه به كلى معدوم و محاسبات دفاتر بر طرف گشته بود ، از يمن پرتو اشعهء شموس نسق و ضبط همايون ، به قرار سابق بازآمد و مجارى امور بر ترادف و تجدد زمان رونق و طراوت افزود و فضهء محلول نسق لوحهء خواطر و جدول كتاب ضمائر و كتابت دفتر عقايد گشت . ابيات :
نسبت خوى تو با مشك نه رائى است صواب * بلكه سوداى پراكنده و تدبير خطاست كلك بىراى تو حرفى نتواند بنگاشت * تيغ بىحكم تو يك مو نتواند پيراست گاه در حل دقايق نظرت موى شكاف * گاه در كشف حقايق قلمت چهره‌گشاست قاصرم در صفتت گرچه به مدح تو مرا * هر سر موى براندم زبان گوياست جامه‌اى بافته‌ام بر قد مدح تو ز موى * بجز اين جامهء ديبا كه به از صد دنياست آفتابى به تو گرم است مرا پشت اميد * سرد باشد كه كنم جامهء موئين درخواست