تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
ملك كسرى همه در قبضهء فرمان تو باد * كه جهان بازنخواهد چو تو كس را آورد
رأى صواب‌نماى صلاح‌فزاى اعلاى كامگار سكندر وقار كه تفسير سراير معانى آيات موافقت و دوستى و تعبير نكات مبانى مصادقت و يك‌جهتى ملكين كرامين مىكرد ، سزاوار نشأة سلطنت و عدالت فراخور استعداد و استحقاق قدر و مرتبهء ايشان ، شرايط تعظيم و احترام فوق ما يتصوره الاوهام واجب شمرده ، وظايف استقبال مرعى فرمود و به تعظيم ضيافات حسب المقدور كرامت رعايت به تقديم رسانيدند . با وجود آنكه از عصر ملك كيومرث تا زمان اين سلطنت ، اگرچه حكام كجو دولت ملازمت آباء عظام و اعمام كرام اعلاى خداوندگار سپهر احتشام را دريافته بودند ، اما حكام نور به شرف ملازمت اين خاندان مفتخر نگشته بودند و حاكم نور و كجو نيز تا آن غايت با همديگر ملاقات و مكالمات نكرده بودند . نواب اعلاى خانى جهانبانى مجلس عالى زينت فرموده ، ملكين معظمين [ را ] به صحبت نوازش نمود و يكى را به دست راست و يكى را به دست چپ جا داد . ساقيان سيم اندام به اقداح مدام صحبت گرم گردانيدند و مطربان ، الحان سراى شدند و به نغمهء داودى ، معجز مسيح آشكار مىكردند و به آواز نى ورود خرمن صبر بر باد بىقرارى مىدادند و از مذاق اقداح دوستكامى ، روح با روح آشنائى مىيافت . از فرط سرور و نشاط اختر بر چرخ اخضر رقاص و زهره با سعد اكبر رامشگر گشت . ساعتى به مى ياقوت رنگ ، زنگ كدورت از دلهاى تنگ بزدودند و اوقات به شادكامى و عشرت گذرانيدند . بعد از فروغ مصباح صباح ، به ساعتى كه خسرو انجم پناه لواى جلالت
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 389 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده