رَبِّكُمْ »
فروغبخش چهرهء اهل ايمان و نور افروزندهء اسلاميان شده ، بر صفحهء صفاى خاطر مبارك كه جام جهاننما « 1 » و مرآت حقايق آشيان است ، صورت ضبط و نسق هر طايفه لايح و هويدا آمد و به نور معنى اين بيت :
بدور چشم مكحل نظر در آينه كن * ببين كه خانهء مردم چرا شده است سياه
به عين عقل ناظر اشياء و امور رعيت و رعايا شد و اعتدال نوبهار طبع مبارك كه در بوستان جانها گلهاى مهر مىدمانيد ، به وساطت خضر قلم تدبير ، ازدوات حياتبخش ضمير ، بر بياض خاطر خطير نسق هر طايفه تحرير مىكرد .
ابيات :
در ابتداى كون جهان آفريدگار * نام تو نقش كرد بدين نام پايدار
هر خصلتى كه آن بگزيد از جهان خرد * در طينت تو تعبيه كرده است كردگار
از عقل برخور و جاويد زى از آنك * چون عقل كاردانى « 2 » و چون بخت كامكار
رأى عالمآرا كه بر كيفيت شوكت بيهپسيان بوسيلهء تقليد آستاراييان به پياده داشتن زياده بر ازمنهء خواقين گيلان دريافت و علت اين تقليد به حكام و سلاطين بيهپيش سرايت كرده ديد و در زمان حكومت حضرت ميرزا على امراى صاحب ديد ، صد نفر پياده نگاه داشته و در اوان خلافت سلطان سعيد شهيد مغفور سلطان حسن ، امراى زمن به سيصد نفر رسانيده ، نقد اين تقليد به نظر كيمياى همايون تمام عيار بنمود و همت عالى در همه حال مقتضى بهبود و تكميل دستور و تجديد قوانين بود . به طرز حكام بيهپس امر اعلاى مطهر مقدس به پياده داشتن نافذ گشت و قريب پنج هزار پياده در سلك مرسوم -
هامش
( 1 ) - در اصل : جهانما .
( 2 ) - در اصل : كاردان .