امراى عالى مقدار گردون اقتدار اعلائى از تفسير آيات عجايب آثار غرايب شعار فرامين مجددهء عاليهء شاهيه بغايت عاجز و پريشان و متفكر گشتند كه مشرب عالى و همت وسيع نواب شاهى را قوام بغايت بلند است و از چشمهسار طبيعت دائما نهر زلال عظمت زاينده است و نه درخور مزارع مضيقه اهالى گيلان است و زياد از مقدار و امكنيت اين ممالك با وجود تواتر و تتالى ابر بىشفقتى ، تخم اين مطلوب به بر مقصود رسيدن ، در غايت اشكال و گردن فرمان بدين معنى نرم كردن ، از حد صعوبت متجاوز ، چه در ماقبل جهت دفع فتن و محن متحمل تحميلات مخترعهء نجميه و امراى شاهيه گشته ، قرض فرضى كه ممكن بود از تجار شهرى و غريب تقصيرى نرفته و به خزينهء موروث و مكتسب دسترسى نيست و اهل ملك را هر لحظه به نا - واجب رنجانيدن ، خارج صلاح و بيرون از حدود عدل و انصاف است و در حديث اوامر اعلاى شاهى در گوش جان كردن از لوازم . بعد از ترديد احتمالات ، نواب سلطانى چون چارهاى بجز وجوب اطاعت تدبيرى نديد ، على اى حال امر جهان مطاع را بر حيثيات صلاح ممالك راجح شمرده ، طرح سرهزر و گاوهزر به ممالك انداختند تا ايلچى همايون متسلى گردد و جهت استدعا ، و استعفا تحف و هدايا معد و آماده ساخته ، تسليم ايلچى معتمد عليه كرده ، روانهء اردو ساختند كه شايد عريضهء عذر به موقع قبول افتد .
در اين اثنا خبر رسيد كه اردوى همايون شاهى متوجه عراق شده است ايلچى اعلائى كه به اردوى شاهى رسيد و ساحت آستان روضه مثال را به لب ادب بوسيد و درهاى نياز نثار بارگاه فلك كردار كرد و بدين استدعا ، زبان استعفاى تقصير خدمت برگشود ، هاتف لطف شاهى نداى اجابت نياز را به گوش مراقبان و مترصدان رسانيد و نشان حياتشان از منهل عنايت نشان شاه پادشاه زمان ، به زلال روان فرمان قضا جريان در باب تخفيف مؤونت
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 377
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٣٧٧