تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦

[ فصل نوزدهم ] شرح حالاتى كه از گردش زمانى و ادوار فلكى حادث گشته بود به تاريخ سنهء [ سبع عشر ] و تسعمايه

نواب اعلاى سلطانى كه غرق گرداب خدمات پادشاهى شاهى بود ، از فتح جديد خراسان كه نصيب غازيان نصرت‌شان شاهى گشته ، قاضى عبد اللّه را با پيش‌كشىهاى لايقه ، به رسم تهنيت فتح ، از راه مازندران به طرف خراسان روانهء اردو ساخت و به سبب بعد مسافت ، صورت تقصير در آئينهء ضمير نواب شاهى بنمود . نواب سلطانى كه از لاهجان نهضت جلال فرموده ، متوجه ديلمان گشت ، هواى تلال سردسير اردوى سامان كه طبيعت مباركه بدان معتاد بود خاطر كشيد و آن مقام از اطناب خيام ، به اوتاد خلود و دوام ، مزيد احتشام يافت . ايلچى همايون شاهى رسيد و ترجمان تقصير و تهاون پرسش و ارسال مشتلق خراسان دويست تومان طلبيد كه امر جهان مطاع از اين تعلل به همه ممالك جارى گشته است و زمان ايفاء ترجمان را بغايت مضيق گردانيده و زبان معذرت بدين معنى كوتاه ساخته و به اين ممر مضايقه را به اطاعت امر متحتم - الامتثال محال دانسته‌اند . سبيل فرمان‌بردارى لازم دانيد تا به تأديب بليغ متأذى نگردند . چون نسق اوامر و نواهى پادشاهى شاهى در جميع امور با قضا مشابه و محاذى و با لطف و قهر حق مشترك و توأم بود و در تاثير و تاثر به همه ابدان سارى و در تمام ممالك جارى . بيت :
خط فرمان تو طغراى مناشير قضا * حكم ديوان تو امضاى مضاء قدر است