صوابانديشان رفته است . اما بنابر رعايت خواطر سلاطين مازندران كه در آن اوان حديقهء دوستى و گلستان يكجهتى فيما بين حكام مازندران نضرتى تازه گرفته بود ، ايلچى خود همراه ايلچى آقا رستم به بيهپس فرستادن از صلاح وقت دور نديد .
چون ايلچيان صحبت اميره دريافتند و سخنان مصلحتآميز آقا رستم به گوش اميره رسانيدند ، الحان صلح ، سامعهء اميره درنيافت . بعد از دريافت تلقين ، مذاق صلح به كامش تلخ آمد و به ناكامى ، ايلچى آقا رستم را عايد گردانيد .
نواب عالى امل مكذوب آقا رستم را در اين ماده كه از جانب اميره مأيوس ديد ، امنيت عقد عهد كه آقا رستم مستدعى بود ، به اسعاف مقرون گردانيد و بنيان عهد و اساس يكجهتى با حضرت مير عبد الكريم و آقا رستم سمت تأييد يافت و حوصلهء مقاصد ايلچيان را به عنايات خسروانه مملو گردانيده ، روانه ساخت .
چون ايلچيان به پاسگاه مير مرحوم رسيدند ، خبر موت آقا رستم شنيدند . ايلچى آقا [ رستم ] از خيال رفتن بازگشت و آستان فلكشان اعلاى خانى را مرجع و بازگشت خود ساخت و ايلچى حضرت مير عبد الكريم را بادپاى توجه به جانب مازندران سريعرو شد .
حضرت مير عبد الكريم چون نخل آرزوى خود را به بر مقصود رسيده ديد ، به استصواب اعلاى همايون ، به قرينه و وسيلهء عهد سابق ملك بهمن ، از او كجكه طلبيد و سپاه خود را معد ساخته ، متوجه تسخير سارى گشت و آقا محمد فرزند آقا رستم را از سارى اخراج نمود و از شجرهء مطلوب ثمرهء مقصود حاصل كرد و برخوردار و حاكم تمام ولايات مازندران شد .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 375
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٣٧٥