تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤
باش تا باز كند بال همايونش پر * عالمى را شود از سايهء او فارغ بال وان سه نو باوهء عز و شرف و جاه كه هست * همه با خيل و حشم آمده در ظل ظلال نقد احمد حسن و نور محمد و رضا ( ؟ ) * جمله از طينت پاكش شده در مهد جلال خسروا داد كن و شكر به شكرانهء آنك * همه‌چيزى به تو دادست خداى متعال

[ فصل هيجدهم ] ذكر عهد و ميثاق نواب سلطانى با حضرت مير عبد الكريم و آقا رستم به تاريخ سنهء [ سبع عشر ] و تسعمائه

بعد از كفاف مهم سور و اتمام حضور شرف ولادت شاه و شاهزاده سلطان سيد على كيا ، ركاب همايون از لاهجان به رانكوه متوجه گشت و آن كشور از فر حضور شريف ، نور سرور و بهجت از سر گرفت . چند روزى كه اوقات مباركات بر نهج ازمان گذشته به نشاط گذشت ، سيد شريف با ايلچى مير عبد الكريم و آقا رستم از مازندران مراجعت نمود و قواعد عهد و شرايط ميثاق كه با حكام و سلاطين سمت تأكيد يافته بود ، معروض داشت و صورت تعهد آقا رستم ، به اصلاح ذات بين و امتزاج طرفين بيه‌پس و بيه‌پيش و ايلچى را بدين مهم فرستادن هم تمهيد نمود . حضرت سلطانى خانى به فكر دوربين و نور يقين ، بيت :
خوانده از چهرهء امروز نقوش فردا * ديده از روزن آغاز لقاى انجام
دانسته و تحقيق فرموده كه سررشتهء اين خيال از دست صلاح و
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 374 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده