تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 318

مساهمون:

ص٣١٨
كارگيا احمد ابن كارگيا يحى - فرمود و منصب امارت و صاحب اختيارى قلمرو معموره ، نامزد استحقاق كيا براهيم كياى كيا حاجى محمد شكورى گردانيد . بعد از كفاف مهام رانكوه ، رايات عدالت آيات بر سمت لاهجان منصوب گشت . همچنانكه ذكر رفت چون وضع بيوت امارت شيخ نجم به طبقات خديعت و خصومت اعلائى محكم بود ، از ثغور اسلام نسيم خبر تازه‌اى رسيد كه بر مؤداى « ألفتنة نائمة لعن اللّه على من أيقظها » شيخ نجم محرك ايقاظ فتنه و باعث اشتعال آتش شرارت گشته ، شيخ كبير را به طلب اعلاى خانى فرستاده است كه ركاب فلك قدر متوجه اردوى شاهى گردد . چون اين خبر به صحت مقرون شد ، شيخ كبير دولت ملازمان عالى دريافت مثال متحتم الامتثال شاهى كه متضمن معنى طلب بود ، به مطالعهء نواب خانى جهانبانى منفتح گردانيد . از معراج سلم سطور و منطق زبان‌گوياى هندوان الفاظ و حروف ، توقيع رفيع اين معنى مستفاد بود كه منصب امارت و اختيار - الملكى به شيخ رجوع رفته بايد كه فى كل الابواب مهمات به يد اختيار و كف اقتدار ايشان متمشى دانند و رأى او را شايستهء كف و منع و امر و نهى شناسند و در جميع امور از صلاح و صواب او بيرون نشوند . در اين محل اميره حسام الدين به پشت‌گرمى مخالطت و معاهدت شيخ نجم ، هواى مخالفت را به آتش نبرد گرم گردانيده ، داونرد دولت نجم را كه به ششدر آمد محكم بود ، مغتنم مىدانست و مدعاى لشتنشاه كه در ضمن ضمير اميره بود ، متضمن استخراج آن گشت و بدين مهم ايلچى را نزد شيخ فرستاد و به جهت حكم لشتنشاه مبلغى تقبل كرد . و در آن وقت آقا رستم حاكم مازندران و ملوك رستمدار غير از ملك