تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
آن ميلان خاطر به حركت درآمد . خدام عالى معتمدان و مخلصان را به جهت رعايت ضيافت همراه ساختند و به لاهجان فرستادند . بعد از حظ وافر از آنجا متوجه رستمدار شدند .

[ فصل نهم ] شرح وقوع واقعات و سوانح حالات در ايام خلافت اعلاى سلطانى خليفة الرحمانى در تاريخ سنه « 1 » . . . و تسعمايه

مقدمهء وقايع به اظهار عداوت شيخ نجم كه اعدا عدو خاندان سلطنت بود ، ايراد آمد . فوجى از نجوم سپاه و گروهى از جنود ظفرپناه نواب حضرت اعلاى شاهى ، فلك بارگاهى ، به سردارى حسين بيك لله كه جهت دفع يأجوج فتن ذو القدر مقرر بود و از تمادى مقابله و محاربه اتفاقا اضاءت برق محاربهء ذو القدر مانع رشحات سحاب فتح جنود همايون شاهى شده . عساكر منصوره از رزم متقاعد گشته ، چشم زخمى بر وجه رجا رسيده بود و از اين تقصير سموم قهر پادشاهى از مهب انتقام وزيد و بر لباس فاخر رتبهء عالى امارت لله بيك دميده ، جامهء اين سعادت از قامت بخت او مخترق « 2 » و منخرق گشته ، جناح هماى التفات ، سايه‌گستر دولت شيخ نجم شده ، قامت سعادتش به كسوت لطيف امير - الامرائى و صاحب اختيارى زينت يافت . شيخ كه قصر منصب خود را به حصن حصين عنايات عاليه مرتفع دريافت ، از بيخ بغى و عناد نواب عالى خانى كه در ساحت ضمير او راسخ و راسى بود ، نهال عداوت سر برزد و غصون آن بلند و قوى گشت و به ثمر تلخ ، مقدمهء بر دادن كرد بر مصداق
« وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِينَ »
از غايت عناد چنان گمراه شده بود كه در آينهء انصاف حسن صورت طالع مبارك و هيأت اعتلاى كوكب سعادت اعلاى خانى را مشاهده نمىكرد و نتيجهء مكر و خديعت
هامش
( 1 ) - جاى مراتب احاد و عشرات در متن سفيد است . ( 2 ) - در اصل : محترق .