تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 316

مساهمون:

ص٣١٦
سديد و در ساختن با همديگر بر فحواى بشارت مؤداى
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ »
درنمىيافت و با وجود عهد و ميثاقى كه با سديد داشت بر مصداق
« ما أَنَا بِمُصْرِخِكُمْ وَ ما أَنْتُمْ بِمُصْرِخِيَّ »
در ساختن و يك‌جهتى او براى سديد فايده ندادن و موافقت او فريادرس نبودن را هم درنمىيافت و در آينهء خيال صورت معنى اين بيت :
بزرگ كردهء او را فلك نبيند خرد * عزيز كردهء او را جهان ندارد خوار
هم مرتسم نبود و سبل تقليد ، غشاوهء بصر بصيرت او شده ، شب و روز درصدد آن شده كه ابواب راحات به ملازمان عاليات مسدود گرداند و به احداث صورتىكه موجب تواتر تفرقه و توالى حركات رسل و رسايل و قلت سكنات و اتلاف مال و قطع اقبال اولياى حضرت باشد ، به ظهور رساند ، تا به استعمال اين صفات به تحاشى و تنافر و به جنايتى فاحش و كنايتى زشت كه ابقاء آن مذموم و انتفاء آن متعذر و قابل اصلاح نباشد منجر گردد . و لطف و مواسا كه از شيمهء كريمهء پادشاهى شاهى به نسبت اعلاى خانى مرتبهء عالى داشت ، به حضيض مرتبه رسد و بدين وسيله نواب عالى را از سعادت مطاع مطلقى و مقتداى نوعى محروم و به صورت جرائم موسوم گرداند ، تا سلسلهء عهد با اميره استحكام يابد و در نور معنى
« وَ بِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ »
ظلمت قصور متصور نگردد . بيت :
حريف مجلس ما خود هميشه دل مىبرد * على الخصوص كه پيرايه‌اى به دو بستند
در حينى كه نجم صاحب اختيار نبود ، در اظهار عناد تقصيرى نداشت خصوصا در اين اوان كه مسند صاحب اختيارى يافت ، مقدمهء عمارت امارت
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 316 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده