كاوس كه مخلص حقيقى اعلاى سلطانى بود ، ديگر ملوك همعهد نبودند و منتظر فرجهاى كه مخالفت به ظهور رسانند .
از تفرس علامات و امارات و ايقاظ فتن شيخ ، حضرت اعلى متفكر شدند . چون سهام افهام را متفاوت مىدانستند ، مصلحت به مشورت قرار گرفت . با اصحاب خلوت ، گرمى مشورت درگرفت و صلاح امور درپيوست بواسطهء تباين و تخالفى كه در طباع مستودع است ، هريك به رائى راهى پيش گرفتند . شهباز راى اعلاى خانى كه محدد جهات و مفتاح ابواب مشكلات بود ، در صحراى طبيعت فلك وسعت و فضاى خاطر جنات نزهت طيران كرد و بر شجر طوبى نطق نشيمن نمود و طوطى شكرستان مقال را به منقار گرفت و اين مضمون را كه ضابطهء اظفار رويت بود به مخلب بيان ربايندهء دلها و به جناح عيان گشايندهء عقدههاى مجلسيان خلوت مشورت شد و به ادلهء عقليه و نقليه خباثت باطن شيخ نجم روشن ساخت كه چون اصل در طهارت طينت و صفاى جوهر فطرى است و عداوت و محبت جبلى و با كثافت ذاتى و خساست اصلى سعى در تكميل ، از آن قبيل است كه كسى به تجليه زجاجه را به درجهء لعل و ياقوت رساند يا به تصقيل آهن را به مرتبهء فضه و ذهب آورد . اين خيال محال است كه با وجود توافق و يكجهتى و وثوق عهد و دوستى نجم با اميره ، به وسيلهء خدمتى يا به سبب تحفه و رسالتى خبث عقيدت نجم را پاك توانيم ساخت . بيت :
جوهر جامجم از طينت كانى دگر است * تو توقع ز گل كوزهگران مىدارى
حاليا صلاح در آن است كه پيشكشى لايق مرتب ساخته ، رسما للمعذره ، در دست مخلص خاصى ، همراه ايلچيان شاهى به اردو فرستيم كه مذلت از شاهان كشيدن بهتر از آن است كه كسى بر در دو نان گردن كج و سخن