تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
مبارك همايون گردانيد كه ما را سر و مال و اهل و عيال ، طفيل ملازمان است : مدة العمر را صرف ملازمت مىكنيم و روگردان نيستيم . صفاى اخلاص و اعتقاد و صدق نيت ايشان كه به ملازمان حضرت اعلاى پادشاهى سمت وضوح يافت ، اعتماد واثق‌تر شد و به توفر التفات استمالت يافتند و ايادى مكارم خسروانه بر صحايف آمال شرف ظهور يافت و جهت استحكام قواعد اخلاص و صدق عبوديت عالىجناب كيا رضى كيا ، زبان به كلمهء اخلاص برگشود و به زيارت كلام حميد برآسود و ديگر اعيان لمسر همعهد شدند . حضرت اعلاى خانى كه همه تن دل بود و صفات عقل در همه حال به حد كمال و راى صائب در تدبير مدينه و منزل آيتى منزل ، صلاح بر محافظت قلعهء لمسر كه باب كلى و حصن حصين بود دانست و اشارت عليه شرف نفاذ يافت كه كيا رضى كياى مذكور و كيا هند سهراب كه از اصيل ديالمه و مردم شجاع و فيروز جنگ بودند ، به لمسر بروند و از زبان اعلاى خانى امر جهان - مطاع به نفاذ رسانند كه كوتوال مستمال به عنايت كامله بوده ، حقوق تربيت و رعايت و عنايت پيش نظر آرد و در محافظت قلعه تا ده روز از واجبات شناسد و به ميرزا على نسپارد . رجا به كرم عميم الهى واثق است كه مهام بر وفق مرام سرانجام يابد . بر موجب اشارت كيا رضى كيا و كيا هند و كيا محمد جان روانهء لمسر گشتند و اطاعت را فوز به سعادت دارين دانستند و نواب عالى از كرماك نهضت اختيار كرد و يك پاس از شب گذشته به لوشان رسيد و شيخ كبير كه همين‌جا تشريف داشت ، از حركت و آواز قدوم مراكب رواكب بيدار شد و سراسيمه از خانه بدرآمد كه احوال چيست . تحقيق فرمود كه ركاب دولت تشريف ارزانى فرموده است و صداى موحش سلطان شهيد كه استماع كرد ، انگشت