تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
رفته بودند ، گرفته به زجر و ملامت و ديگ كهن در گردن ، نزد بو سعيد مير آوردند . بر مقتضاى
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ - الْبَوارِ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ »
به بوريا و نفط احراق فرمودند و فغان و اصوات حمير صفت او را استماع بفرمودند و از زمرهء
« أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ جَهَنَّمَ يَصْلَوْنَها وَ بِئْسَ الْقَرارُ »
شد و باقى غلامان و مطرودان و مردودان را به صرصر قهر استيصال و آتش غضب و دود انتقام
« وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكِينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً »
دمار از دودمان برآوردند و به سرعت مضا و نفاذ ، بر خنجر قضا و قدر سبقت نمودند و از سياست ملكانه ، جهان از ابناى نوايب خالى شد و دامن زمان از ارتياب حوادث خالى ماند و مصدوقه
« أَنَّ اللَّهَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ إِنْ يَشَأْ يُذْهِبْكُمْ وَ يَأْتِ بِخَلْقٍ جَدِيدٍ وَ ما ذلِكَ عَلَى اللَّهِ بِعَزِيزٍ »
شايع و ظاهر گشت . بو سعيد مير و كالجار تمام اعيان و اركان رانكوه را جهت حضرت اعلاى خدايگانى خانى عهد دادند و منشى افلاك منشور ملك دنيا به اسم حضرت اعلاى خانى بر حرير فلك تحرير كرد و خطيب منبر قضا خطبهء ممالك دار المرز به القاب فر و بهاى همايون بيار است . چون قانون و ضبط مملكت بر وفق مرام مهيا گشت ، فتح‌نامه‌اى به كتاب كامياب اعلائى قلمى فرمودند و به دست پيك سرعت روانهء طالغان ، سراپردهء عظمت و جلالت ساختند . بو سعيد مير و كالجار ، بعد از انجام و اتمام مهام صلاح انديشيدند كه چون حاليا كسى كه قيم امور ملك و دين باشد ، حاضر نيست ، فرزندان سلطان حمزه يكى را به گرجيان فرستادن و دو برادر ديگر را هم همراه كالجار به رانكوه داشتن واجب دانستند ، تا نوكرزاده‌ها تمام مكدر نشوند و از سمت اخلاص برنگردند بر وفق صلاح عمل نمودند . از اين نسق كه فراغت حاصل كردند ، بو سعيد مير متوجه ضبط و قانون
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 234 | على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى / منوچهر ستوده