ملوك و سلاطين ايام خواهد شد و انوار عدل او نام نوشيروان ، در طى نسيان خواهد آورد .
به اعتماد صحت قول اهل تنجيم ، سلطنت و حكومت دار المرز نامزد حضرت اعلاى خانى كردند و تفأل فتح به اسم سامى از رقم كلك قضا و قدر دانستند و تمام لشكر در تابين نواب همايون خانى ساختند و خدام عالى خانى چون گلهاى طرى در باغ حكومت و سلطنت بر گلبن تمكين شكفته و در بوستان خلافت چون سرو سهى بر چمن تحسين و احسان رسته ، از رانكوه نهضت اختيار كرد و روى دولت روزافزون به تدارك هجوم خيالات فاسدهء جهانگيرى سلطان هاشم آورد و همت عالى مقتضى مقابله و محاربه گشت و سپاه ظفر قرين شكور و ديلمان به كيا هند كه سالار سپاه هردو ولايت بود رجوع نمود و منقلا گردانيد و لشكر سمام در عقب و لشكر رانكوه و طالغان كه سپهدار ايشان كالجار بود ، در ملازمت نواب اعلاى خانى ، در عقب لشكر سمام و جنود لشتنشاه و لاهجان كه سالار ايشان بو سعيد مير بود ، با حضرت سلطان حسن و حضرت ميرزا على در عقب اعلاى خانى ، بههمين ترتيب نواب اعلاى خانى متوجه ساحل بحر گشت و شب به كنار پلورود نزول اختيار فرمود و قريب نزول ركاب عالى ، سلطان عباس با لشكر الموت بههمين منزل شرف خدمت دريافت .
روز ديگر كه آفتاب نيك پيكر سر از مهد سپهر بيرون كرد ، بر عمارت معهود لشكر بىشمار در حيطهء ضبط سرداران شوكت شعار ، بر مثال كواكب سيار ، در سلك خدمت اعلاى خانى منتظم شدند و به ترتيب منزل به منزل به مقام خشكهرود رسيدند . با وجود آنكه بر مزاج مبارك حضرت سلطانى عارضهء تب طارى شده بود ، حركت بر سكون راجح شمرده ، به اتفاق حضرت ميرزا على ، از رودسر به سياكلهرود نزول اجلال فرمود .
تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 207
مساهمون: على بن شمس الدين بن حاجى حسين لاهيجى
ص٢٠٧