تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ خانى ( شامل حوادث چهل ساله گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣
به انديشهء تلافى و جبر اين كسر مشغول گشت و جاسوسى به طرف ناتل فرستاد و تحقيق غفلت آنها كرد و آوازهء كوچ شايع گردانيد و به كجو تشريف فرمود و از آنجا كيا محمد كيا و ملك اشرف و مير غياث الدين را با چهار هزار مرد روانهء ناتل ساخت . ايشان نيز از آنجا كوچ كرده ، به منزلى فرود آمده ، اسبها را جو داده ، از آن منزل ، الغار به ناتل بردند و تاخت تا مسجد بالو بردند و نود كس دستگير شدند و بعضى به قتل آمدند [ و ] خرابى كه ممكن بود به تقديم رسانيده ، به خدمت مير مراجعت [ نمودند . ] حضرت مير نيز از كجو متوجه ناتل شد . بيستون دزديده در عقب لشكر منتظر فرصت بود كه شكارى به دست آرد و بعضى پس‌مانده‌هاى مير غياث الدين و بعضى پرتال او را بيستون كمين كرده ، دست برد نمود و دو نفر طالغانى را هم به قتل آورد . حضرت مير مملكت‌گير كه مطلع راه‌زنى ملك بيستون گشت ، كيا محمد كيا را به جهت دفع او فرستاد . كيا محمد كيا بازگرديده ، روى به ملك بيستون نهاده ، ملك كه كثرت جنود را ديد ، هزيمت اختيار كرد و پياده به در رفت و اسباب مير غياث الدين را كه ملك بيستون برده بود ، همه را كيا محمد كيا بازستانده ، به خدمت حضرت مير آورد . مير مملكت‌گير كيسهء آمال [ كيا ] محمد كيا را به نقود عنايات ميرزا على مملو ساخت و شب به ناتل تشريف فرموده ، روزانهء ديگر به كجو و از كجو باز به نور رفت و از غارت و احراق هرچه متصور بود ، تقصير نكرد ، و از نور به كندر و از راه رى و شهريار ، كوچ به كوچ به خدمت ميرزا على ، در سرميج مشرف و مفتخر و سرافراز گشت و احوال تاخت و تالان و احراق بيوتات الكاى جهانگير عرضه داشت كرد . حضرت ميرزا على اشارت كرد كه با وجود باز گشتن لشكر ، مردم