تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
تسعين و سبعمايه اتفاق افتاد . يكى از فضلا جهت ضبط تاريخ آن واقعه اين قطعه در سلك نظم انتظام داد ، قطعه
خواجهء اعظم بهاء الحق والدين نقشبند * آن‌كه مشهور ولايت شد كمال ملتش مسكن و مأواى او چون بود قصر عارفان * « قصر عرفان » زين سبب آمد حساب رحلتش
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 87 )

خواجه علاء الدين عطار

موسوم به محمد بن محمد البخارى است و در سلك اعاظم اصحاب خواجه بهاء الدين نقشبند انتظام داشت و خواجه در ايام حيات خود تربيت بعضى از سالكان راه حق را بدان جناب حواله مىنمود و مىفرمود كه علاء الدين بار بر ما سبك كرده است . وفات خواجه علاء الدين در شب چهارشنبه بيستم رجب سنهء اثنتين و ثمانمايه روى نمود . قبرش در ده نوچغانيان است . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 78 )

مولانا سعد الدين مسعود بن عمر التفتازانى

ولادت با سعادت آن عالم ربّانى در ماه صفر سنهء اثنى و عشرين و سبعمايه در قرية الرجال تفتازان كه از ولايت نساست روى نمود و چون از سن طفوليت به مرتبهء صبى ترقى فرمود ، آغاز تحصيل علوم و تكميل فنون محسوس و مفهوم كرده در اندك زمانى در ميدان دانش ، قصب السبق از علماى متقدمين و متأخرين درربود ، شميم قلم مشكين رقمش مشام جان مستنشقان روايح فضايل را معطر گردانيد و فروغ خاطر افادت مآثرش رياض اميد مقتبسان انوار كمالات را نضارت بخشيده . آن جناب در شانزده سالگى آغاز تصنيف كرده شرح صرف زنجانى را مرقوم خامهء بلاغت انتما ساخت و بعد از آن مطوّل را به اسم معز الدين حسين كرت تأليف نموده ؛ آنگاه در خوارزم كه در آن زمان مجمع اعيان جهان بود متوطن شده ، مختصر تلخيص را به نام جانى بيك خان كه شمه‌اى از عدالت و احسان او سبق ذكر يافت ،