تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
سخنان ، فال نيك گرفته گفت ، هيچ‌يك از سلاطين را بر من ظفر دست نخواهد داد و انتقال من از دار ملال به اجل طبيعى خواهد بود . وفات مولانا زين الدين ابو بكر در نيمروز پنجشنبهء سلخ محرم الحرام سنهء احدى و تسعين و سبعمايه روى نمود و ملك عماد زوزنى در تاريخ وفاتش اين قطعه نظم فرموده :
سنهء احدى و تسعين بود تاريخ * گذشته هفتصد از سلخ محرم شده نصف النهار از پنجشنبه * كه روح پاك مولاناى اعظم سوى خلد برين رفت و ملايك * همه گفتند از جان خير مقدم
ديگرى از فضلاى در اين باب گويد :
تاريخ وفات قطب اوتاد * يك نقطه بنه به آخر صاد
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 87 )

بهاء الدين نقشبند « 1 »

نامش محمد بن محمد البخارى است و او را نظر قبول به فرزندى از باباشماسى بود و تعلم آداب طريقت به حسب صورت از سيد امير كلال نموده . در نفحات مسطور است كه خواجه بهاء الدين به حقيقت اويسى بوده است و از روحانيت خواجه عبد الخالق غجدوانى تربيت يافته . كسى از وى سؤال كرد كه درويشى شما را موروثى است يا مكتسبى . جواب داد كه به حكم جذبة من جذبات الحق توازى عمل الثقلين به اين سعادت مشرف گشتم . باز پرسيد كه در طريقهء شما ذكر جهر و خلوت و سماع مىباشد . فرمود كه نمىباشد . گفت ، پس بناى طريقهء شما بر چيست . فرمود خلوت در انجمن به ظاهر با خلق و به باطن با حق سبحانه و تعالى . بيت :
از درون سو آشنا و از برون بيگانه وش * اين‌چنين زيبا روش كم مىبود اندر جهان
وفات خواجه بهاء الدين در شب دوشنبه سيم ماه ربيع الاول سنهء احدى و
هامش
( 1 ) . يعنى آخرين امير خاندان كرت هرات كه در 772 به جاى ملك معز الدين حسين نشست و در 791 مغلوب امير تيمور شد .