تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
ختلان است . ( جزو 2 ، ج 3 ، ص 87 )

بابا سنكو

درويشى مجذوب بود و از وى كرامات و خوارق عادات ظهور مىنمود . در سنهء اثنى و ثمانين و سبعمايه كه صاحبقران مغفور به عزيمت فتح خراسان از آب آمويه عبور فرمود ، در قصبهء اندخود با وى ملاقات كرد ، درويش از سر جذبه سينهء گوشتى به طرف امير تيمور گوركان انداخت . صاحبقران به اين معنى تفأل نموده گفت خداى تعالى سينهء روى زمين را كه خراسان است به ما ارزانى داشت و همچنان شد . وفات « 1 » بابا سنكو در اندخود روى نمود و قبرش همانجاست . ( جزو 2 ، ج 3 ، ص 87 )

زين الدين ابو بكر تايبادى

جامع كمالات صورى و معنوى بوده و در علوم ظاهرى شاگرد مولانا نظام الدين هروى و چنانچه در نفحات مسطور است ، مولانا زين الدين ابو بكر به حقيقت اويسى بوده است و از روحانيت حضرت شيخ الاسلام احمد النامقى الجامى - قدس سرّه - تربيت يافته . در وقتى كه امير تيمور گوركان داعيهء تسخير هرات داشت ، در قصبهء تايباد با جناب مولوى ملاقات نموده و آن جناب زبان نصيحت آن حضرت گشوده سخنان سودمند فرمود . نقل است كه در اثناى قيل‌وقال ، صاحبقران ستوده خصال از آن قدوهء اصحاب وجد و حال سؤال كرد كه شما چرا هرگز ملك غياث الدين پيرعلى را ارشاد نفرموديد تا ترك اعمال ناشايسته دهد . مولانا زين الدين ابو بكر جواب داد كه او را نصيحت كردم قبول ننمود ، لاجرم ايزد تعالى شما را بر وى گماشت و اگر تو نيز با بندگان خداى تعالى بر نهج عدالت سلوك ننمايى ديگرى بر تو مستولى خواهد شد . امير تيمور گوركان فرمود كه كيست آن شخص كه او را بر من استيلا دست دهد . جناب مولانا گفت ، عزرائيل . امير صاحبقران از شنيدن اين
هامش
( 1 ) . تاريخ وفات در چاپى نيامده و نسخهء خطى نيز رقم آحاد را ندارد . به اين ترتيب : « وفات باباسنكو در سنهء . . . و ثمانين و سبعمايه روى نمود » .