شهور سنهء هفتصد و هشتاد و سه واقع بود . مدفنش متصل به قبر مطهر حضرت شيخ الاسلامى روى نمود . از منظومات آن بزرگ فرخنده صفات اين رباعى مشهور است . رباعى :
از باد صبا دلم چو بوى تو گرفت * بگذاشت مرا و جستجوى تو گرفت
اكنون ز من خسته نمىآرد ياد * بوى تو گرفته بود خوى تو گرفت
( جزو 2 ، ج 3 ، ص 87 )
از خواجه معين الدين سه پسر فضيلت قرين يادگار ماند و بزرگترين ايشان به حسب سن و نسب فضايل و كمالات
ضياء الدين يوسف بن محمد است ، و مادر آن جناب دختر ملك غياث الدين محمد است كه خال پدر صاحب كمالش بود و خواجه يوسف در درس علامهء تفتازانى به اكتساب كمالات انسانى فايز گشت و به واسطهء تبحر در علوم معقول و منقول ، علوّ شأنش از امثال و اقران درگذشت . انتقال آن جناب در شهور سنهء تسع و تسعين و سبعمايه به واسطهء ناسازگارى فلك پرستيز در دار الملك تبريز روى نمود .
نعش مطهرش را از آن ديار ، به تربت مقدسهء جام آورده در برابر سر پدر عالى گهرش به خاك سپردند و روح شريفش را به ختمات كلام و اطعام فقرا و انعام شاد كردند .
( جزو 2 ، ج 3 ، ص 77 )
[ امير فخر الدين محمود مستوفى ]
و از جملهء شعراى آن زمان
امير فخر الدين محمود مستوفى است كه به ابن يمين مشهور است و مقطعات بلاغت آياتش بر الواح ضماير اكابر و اصاغر مسطور و ابن يمين در وقت توجه امير مسعود سربدار و شيخ حسن جورى به جنگ ملك معز الدين حسين با ايشان موافقت نمود و به دست لشكر هرات گرفتار گشته چون او را پيش ملك بردند منظور نظر تربيت گردانيد و بنابر آنكه ديوان ابن يمين در آن مصاف تلف گشته بود « 1 » قطعهاى در آن باب گفته مذيل به مدح ملك معز الدين حسين ساخت و اين پنج بيت از آن قطعه است .
هامش
( 1 ) . يعنى جنگ زاوه كه در صفر 742 رخ داد و ملك معز الدين فاتح گرديد و سربداران مغلوب شدند .