عصر ملك معز الدين حسين ( 732 - 772 )
مولانا صدر الشريعة در وصف ملك معز الدين كرت گويد :
ابو الفتح سلطان السلاطين كلهم * به نال فخرا آل كرت بن سنجر
( جزو 2 ، ج 3 ، ص 67 )
[ مولانا نظام الدين عبد الرحيم الخوافى ]
از جمله علماى تقوا شعار زبدة المتورّعين
مولانا نظام الدين عبد الرحيم الخوافى در عصر ملك معز الدين حسين در دار السلطنهء هرات اقامت داشت و پيوسته به امر معروف و نهى منكر مىپرداخت و سالار كه در سلك امراى كبار منتظم بود در تقويت و تمشيت امور و مهمات مولوى اهتمام مىنمود و ملك حسين نيز آن جناب را حرمت بسيار مىداشت ، بلكه فرمودهء او را نصّ قاطع مىپنداشت و مولانا نظام الدين ، ايمان را كه علماى متقدمين و متأخرين به تصديق تفسير كردهاند ، به تسليم تعبير نموده و بدين سبب او را در هرات ، پير تسليم گويند و در آن باب ميان مولانا و خاوند صدر الشريعهء بخارى ، معارضات به وقوع پيوست و مولانا نظام الدين پير تسليم ، در سنهء ثلاث و ثلاثين و سبعمايه در هرات نتيجهء « 1 » جهاد بست و آن امر محدث تا سنهء ثمان و سبعين و ثمانمايه باقى بود . از ثقات استماع افتاده كه در اوايل دولت معز الدين حسين كرت ، جمعى كثير از اتراك غز و ديگر احشام ترك در بادغيس اقامت داشتند و از رعايت احكام شريعت گردن پيچيده نقش ارتكاب ظلم و ضلال بر لوح خاطر مىنگاشتند ؛ بنابرآن مولانا نظام الدين بر كفر ايشان فتوا نوشت و سرداران آن جماعت بر اين معنى مطلع شده ، در شهور سنهء ثمان و ثلاثين و سبعمايه به هيأت اجتماعى ، لشكر به دار السلطنهء هرات كشيدند و چون ملك در آن ايام طاقت مقاومت آن سپاه نداشت ، در شهر تحصن نمود و مخالفان پيغام فرستادند كه غرض ما از اشتعال آتش قنال ، قتل كسى است كه ما را كافر اعتقاد كرده ، اكنون اگر مردم هرات مىخواهند كه مال و جان ايشان در عرصهء هلاك نيفتد بايد كه آن شخص را بيرون فرستند و چون كار هرويان به اضطرار انجاميده بود فتوا نوشتند كه ضرر خاص براى نفع عام
هامش
( 1 ) . در چاپى چنين است و در خطى : « در هر نتيجه » و مقصود از هيچيك معلوم نشد .