شد به قتل رسيد . « 1 » [ و امير قوام الدين بعضى از غزليات مولانا جلال الدين رومى را جواب گفته و كتابى تصنيف نموده جنون المجانين نام و در آن نسخه سخنان غريب درج فرموده و تاريخ ولادت و وفات امير قوام الدين سنجانى از اين قطعه كه مولانا شيخى قهستانى نظم كرده به وضوح مىپيوندد . قطعه :
امير تارك و سالك قوام و ملت دين * كه در طريق طلب مثل شاه ادهم بود
به سال هفتصد و سى چهار ميلادش * به سلخ روزه و آغاز عيد عالم بود
شب مفارقتش بر شهور هشتصد و بيست * به اقتضاى قضا پنج شب مقدم بود ] « 2 »
( جزو 2 ، ج 3 ، ص 78 )
خواجه معين الدين محمد جامى
نسب سامى آن قدوهء اولاد امجاد حضرت شيخ الاسلامى به چهار واسطه بدان حضرت مىرسد ؛ بدين موجب كه معين الدين محمد بن شمس الدين مطهر بن شهاب الدين اسماعيل بن قطب الدين محمد بن شمس الدين مطهر بن شيخ الاسلام ابو نصر معين الحق والدين احمد الجامى النامقى - قدّس سرّه - و والدهء آن جناب صبيهء ملك شمس الدين محمد كهين بن ملك شمس الدين محمد بن ابى بكر كرت بود و خواجه معين الدين از جملهء مشايخ و اكابر علماى خراسان به وفور فضل و كمال و ازدياد جاه و جلال و علوّ همت و شمول لطف و مكرمت امتياز فراوان داشت و ملاذ اكابر و اشراف بوده و همواره به قلم سخاوت نقش برّ و احسان بر الواح خواطر طوائف انسان مىنگاشت و در مصاحبت خال خود ملك غياث الدين محمد به گزاردن حج اسلام و طواف روضهء نبويه عليه الصلاة و السلام فايز گشت و منشآت نظم و نثرش به فصاحت و بلاغت از سخنان و منظومات افاضل سخندان درگذشت . فوت آن حضرت در ولايت جام در
هامش
( 1 ) . يعنى در جنگى كه به تاريخ نيمهء ربيع الاول 759 بين ملك معز الدين حسين و ستلمش امير قهستان درگرفت و در آن واقعه ستلمش و همدست او محمد خواجه حاكم اندخود و شبرغان كشته شدند . شاعرى در اين باب گفته :ز هجرت هفتصد و پنجاه و نه بود * ربيع الاول آن ماه خجسته
كه شد روز دوشنبه نيمهء ماه * ستلمش با محمد خواجه كشته( جزو 2 ، ج 3 ، ص 77 )
( 2 ) . قسمت بين دو قلاب در نسخه چاپى نيست .