تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
منصب تدريس قيام مىنمود و چون از آن منصب استعفا فرمود ، خاقان منصور آن جناب را به تكليف موفور ، قاضى دار السلطنهء هرات گردانيد و قاضى نظام الدين بر وجهى در قطع و فصل قضاياى شرعيه طريق اجتهاد مسلوك داشت كه قصهء ديانت و امانت شريح قاضى منسوخ شد . وفات قاضى نظام الدين در ماه محرم سنهء تسعمايه دست داد و راقم حروف را نظم اين رباعى در تاريخ آن واقعه اتفاق افتاد :
آن كس كه شريعت به نظام از وى شد * از حكم قضا سجل عمرش طى شد از صفحهء دل چو محو شد نام نظام * توضيح پذيرفت كه : « فانى كى شد »
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 338 )

مولانا معين الدين الفراهى

برادر ارشد قاضى نظام الدين محمد بود و در بسيارى از فضايل و كمالات اظهار وقوف مىنمود و در زهد و تقوا درجهء عليا داشت و اكثر خطوط را در غايت جودت بر صحيفهء تحرير مىنگاشت . در ايام جمعه بعد از اداى نماز در مقصورهء مسجد جامع هرات ، وعظى در كمال تأثير مىگفت و درر غرر معانى آيات و احاديث را به الماس طبع مىسفت . به اعاظم امرا و نويينان كه در مجلس وعظ او مىنشستند ملتفت نمىگشت و در وقت نصيحت آن طايفه ، سخنان درشت بر زبانش مىگذشت و آن جناب بعد از فوت برادر به موجب تكليف خاقان والاگهر ، مدت يك سال صاحب منصب قضا بود ، آنگاه ترك آن امر داده هرچند ديگر مبالغه نمودند قبول نفرمود . از آثار قلم لطايف‌نگار مولانا معين الدين ، معارج النبوة « 1 » در ميان مردم مشهور است و اكثر وقايع و حالات سيد كاينات - عليه افضل الصلوات و اكمل التحيات - به روايات مختلفه در آن نسخه مسطور و مولانا معين الدين در شهور سنه تسع و تسعمايه مريض شده درگذشت و در مزار مقرب حضرت بارى ، خواجه عبد اللّه انصارى پهلوى برادر خود قاضى نظام الدين مدفون گشت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 337 )
هامش
( 1 ) . در خطى فقط : « تسعمائه » .
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 208 | عبد الحسين نوائى