تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩

مولانا شمس الدين محمد اسفزارى « 1 »

در ايام جوانى به تحصيل علوم ، بل تكميل فنون محسوس و مفهوم قيام نمود و در ميدان درس و افاده از اماثل و اقران قصب السبق در ربود و آن جناب به حسن محاوره و مكارم اخلاق اتصاف داشت و مدتى مديد در مدرسهء شريفهء سلطانى و بعضى از بقاع دار السلطنه همت بر نشر فوايد علمى مىگماشت . در ماه جمادى الآخره سنهء تسعمايه پهلو بر بستر ناتوانى نهاد و به مرض حصبه اوراق بقا به باد فنا داد . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 338 )

مولانا شمس الدين محمد بن مولانا شرف الدين عثمان

در جميع اقسام علوم معقول و تمامى فنون مفهوم و منقول سرآمد علماى ماوراء النهر ، بلكه مقتداى فضلاى هر شهر بود و در اواسط زمان خاقان منصور از سمرقند متوجه گزاردن حج اسلام شده به دار السلطنهء هرات رسيد و منظورنظر عنايت خاقانى و ملحوظ عين رعايت جناب مقرّب سلطانى گشته عزيمت آن سفر مبارك به امضا رسانيد و بعد از مراجعت در دار السلطنهء هرات توطن نمود و سالها در مدرسهء شريفهء سلطانيه و مدرسهء اخلاصيه به نشر فوايد علميه و درس مسايل دينيه مشغولى مىفرمود و آن جناب كه به مولانازادهء مولانا عثمان اشتهار دارد ، با وجود كمال دانشمندى و كبرسن و وفور زهد و تقوا به صفت تواضع و كسر نفس اتصاف داشت و در ماه ربيع الاولى سنهء احدى و تسعمايه رايت رحلت به آخرت برافراشت . ( جزو 3 ، ج 3 ، ص 338 - 339 )

مولانا برهان الدين عطاء اللّه الرازى

جناب فضايل پناهى ، مولانا برهان الدين عطاء اللّه الرازى در تاريخ امارت نظام الدين عليشير گويد :
مير فلك امير عليشير كز شرف * عاجز بود ز درك كمالات او خرد ديوان نشست آخر شعبان به داد و عدل * از لطف شاه غازى و الحق چنين سزد
هامش
( 1 ) . در يكى از نسخى كه اساس چاپى بوده : « اسفراينى » آمده است .