مزاحآميز زود متغير مىشد با وى هزل مىنمود و آن جناب با خواجه نظام الملك و اولاد او نيز طريق مصاحبت مسلوك مىداشت و به نام ايشان ترسلات تأليف كرده يادگار گذاشت و در ديباچهء يكى از آن نسخ اين چند بيت كه نوشته خواهد شد در مدح پسران خواجه نظام الملك ، خواجه كمال الدين حسين و خواجه رشيد الدين عبد الملك در سلك نظم كشيده و الحق در اين ابيات كمال فصاحت و بلاغت ظاهر گردانيده :
دو برادر با هم ارزانى كه در قدر آمدند * آن وزارت را مآب و اين امارت را مآل
آن كمال دين و دولت در همه بابى رشيد * وين رشيد ملك و ملت در نهايات كمال
هم بود از راى آن صبح سعادت را فروغ * هم بود از روى اين خورشيد دولت را جمال
بر سر نداز مهر و مه آن در علا اين در علو * برترند از بحر و كان آن در سخا اين در نوال
از جناب آن نخواهد كرد دولت اجتناب * وز ركاب اين نخواهد يافت اقبال انتقال
آن بود خورشيد منظر اين بود برجيس قدر * آن بود محمود طالع اين بود مسعود فال
ماه جاه و حشمت آن باد فارغ از خسوف * آفتاب دولت اين باد ايمن از زوال
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 338 )
قاضى نظام الدين
ولد ارشد مولانا شرف الدين حاجى محمد فراهى بود و مولانا حاجى محمد در سلك اعاظم فقهاى زمان ميرزا ابو القاسم بابر انتظام داشت ، اما قاضى نظام الدين به مزيد زهد و تقوا و مهارت در امر درس و فتوا بر اكثر علماى ايام دولت خاقان منصور فائق بود و مدتى مديد در مدرسهء غياثيه و مدرسهء اخلاصيه به مراسم