تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
ابواب مناقب و مفاخر آن ملاذ اصحاب بينش و ايقان برگشايد :
چه حاجت كه كلك بلاغت مآب * نويسد كه عامست فيض سحاب چه حاجت كه گويند از نور مهر * منوّر بود عرصهء نه سپهر
ولادت با سعادت آن جناب در شب بيست و سيم شعبان سنهء سبع عشر و ثمانمايه به قصبهء خرجرد اتفاق افتاد و پس از وصول به سن رشد و تميز آغاز تحصيل علوم نموده قدم بر مدارج زهد و تقوا نهاد . به واسطهء مناسبت اصلى و ملايمت جبلى در مبادى تنسيم صباء صبى از نفحات انفاس فضايل اقتباس ، رياض نظم را خضرت و نضارت بخشيد و مهارتش در آن فن به مرتبه‌اى رسيد كه ديوان اشعار متقدمين و متأخرين را از درجهء اعتبار ساقط گردانيد ، و در زمان ميرزا ابو القاسم بابر به نام نامى آن پادشاه وافرتهور ، حليهء حلل را در فن معما مرقوم ساخت و در زمان سلطان سعيد ميرزا سلطان ابو سعيد ، به ترتيب ديوان اول و تأليف بعضى از رسايل تصوف پرداخت و ساير مؤلفات و منظومات لطافت آياتش در زمان خاقان منصور تحرير يافت و لوايح آن كتب افادت آثار و رسايل اعجاز كردار بر صحايف روزگار و اوراق ليل و نهار تافت . ميان جناب مولوى و امير نظام الدين عليشير قاعدهء مودت و ارادت ارتباط و استحكام مالاكلام داشت ؛ لاجرم آن جناب در اكثر تصانيف منظوم و منثور خويش مدح و ثناى آن امير نيكوكيش را بر لوح بيان نگاشت و مصنفات مقرب حضرت سلطانى نيز به تعريف و توصيف آن حاوى كمالات انسانى اشتمال دارد و هركس به مطالعه كتب آن دو بزرگ فايض شده راقم حروف را در اين دعوى راستگوى مىشمارد . وفات مولانا نور الدين عبد الرحمان در روز جمعه هژدهم محرم الحرام سنهء ثمان و تسعين و ثمانمايه روى نمود . مدت حيات آن جناب هشتاد و يك سال بود و صباح روز شنبه ، خاقان منصور و امير نظام الدين عليشير و ساير امرا و اركان دولت و تمامى اعيان ملك و ملت به منزل شريف آن جناب تشريف آورده در اقامت لوازم تجهيز و تكفين بر نهج سنن سيد المرسلين ، سعى نمودند و نعش آن افاضل‌مآب را به عيدگاه برده و نماز گزارده به تخت مولانا سعد الدين كاشغرى بازآوردند و در پيش رويش دفن كردند . حضرت خاقانى و جناب مقرب سلطانى ، متعاقب يكديگر اكابر و اشراف سادات و علماى اطراف را در عيدگاه هرات جمع ساخته جهت ترويح
رجال كتاب حبيب السير ( فارسى ) — صفحة 204 | عبد الحسين نوائى