مفوّض به رأى صوابنمايش شده و چون آن عالىجناب دو سه سال به لوازم آن امر قيام نمود به واسطهء سلامت نفس و عدم ميلان خاطر به سرانجام اشغال دنيوى از امر شيخ الاسلامى استعفا فرمود دست از آن كار بازداشت و مضمون اين بيت را كه :
ز منصب روى در بىمنصبى نه * كه از هر منصبى بىمنصبى به
مطمح نظر خجسته اثر گردانيده همتعالى نهمت بر ادّخار مثوبات اخروى گماشت و حالا آن عالىجناب و برادر خجسته سيرش در غايت اعزاز و احترام و نهايت اجلال و اكرام در وطن مألوف و مسكن معهود ، يعنى دار السلطنهء هرات حمت عن الآفات تشريف دارند و طوايف انام از خواص و عوام به وجود فايض الجود ايشان مستظهر و مطمئنخاطر بوده لوازم حسن اعتقاد و ارادت بهجاى مىآرند .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 336 )
مولانا محمد بن حسام الدين
در ميان فرق انام به ابن حسام اشتهار دارد و او را در نظم اشعار قوّت بسيار بود و پيوسته در منقبت شاه ولايت على - عليه السلام و التحية - و ساير ائمهء معصومين - سلام اللّه عليهم اجمعين - قصايد غرّا نظم مىنمود و آن ابيات بلاغت آيات بغايت مشهور است و بر السنه و افواه محبان آل عبا مذكور و از جملهء مثنويات ابن حسام ، كتاب خاورنامه است كه بر وزن شاهنامه در سلك نظم كشيده و در آن نسخه كمال شجاعت و كرامت امير المؤمنين على ( ع ) مندرج گردانيده . وفات ابن حسام فى شهر ربيع الآخر سنهء ثلاث « 1 » و تسعين و ثمانمايه در قصبهء خوسف كه از مضافات قهستان است به وقوع پيوست .
( جزو 3 ، ج 3 ، ص 336 )
قاضى مسعود قمى
از جملهء اعيان عراق بود و در زمان خاقان منصور از وطن مألوف به هرات آمده
هامش
( 1 ) . در خطى : « اثنتين » .